تا کی غزل بگویم و رویا ببینمت

تا کی غزل بگویم و رویا ببینمت
اصلا بگو که می شود آیا ببینمت

امروز هم که با غزلِ دیگری گذشت
شاید که زنده باشم و فردا ببینم
دیدگاه ها (۱)

نوشته یا ننوشته ، غزل نمای توأمبمانی و بروی باز هم برای توأم...

.سالهاستمنتظر آمدن روزهای بهترم ولی نمیدانم چرا هنوز هم دیرو...

ای خواجه که نان به زیردستان ندهیجان گیری و نان در عوض جان ند...

با نگاهی سرد میسوزم نیازی نیست کهخم به اَبرویت بیندازی به قص...

از دادنِ کتابی به دیگریکه زیر جملاتش خط کشیده‌امخجالت می‌کشم...

من قصه هایی را دوست دارم که آخرشزن‌ها خودشان‌خودشان را نجات...

#استاد_شجاعی 💥 از کجا بفهمیم قلبمون زنده‌ست یا دچار ضعف شده؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط