شب سردی است و من افسرده ،راه دوری است و پایی خسته،تیرگی ه

شب سردی است و من افسرده ،راه دوری است و پایی خسته،تیرگی هست و چراغی مرده،می کنم تنها از جاده عبور،و ....وای این شب چه قدر تاریک است،خنده ای کو که به دل انگیزم ؟قطره ای کو که به دریا ریزم ؟صخره ای کو که بدان آویزم ؟مثل این است که شب نمناک است ،دیگران را هم غم هست به دل،غم من لیک غمی غمناک است.
دیدگاه ها (۱)

صبحی سر زد مرغی پر زد یک شاخه شکست خاموشی هست،خوابم برد خواب...

شب بود و چراغك بود.شيطان ، تنها، تك بود.باد آمده بود، باران ...

چیز ها دیدم در روی زمین : کودکی دیدم، ماه را بو می کرد،قفسی ...

زندگي رسم خوشايندي است.زندگي بال و پري دارد با وسعت مرگ،پرشي...

AR-Lp 36

مرگ در اغوش معشوقه خود

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

*دلتنگ صدای شماییم.....خامنه‌ای شهید، که بود؟خامنه‌ای شهید، ...

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و...

شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و...

شب سردی است و من افسرده راه دوری است و پایی خسته تیرگی هست و...

خنده ای کو که به دل انگیزم ؟قطره ای کو که به دریا ریزم ؟صخره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط