شب سردی است و من افسرده ،راه دوری است و پایی خسته،تیرگی ه
شب سردی است و من افسرده ،راه دوری است و پایی خسته،تیرگی هست و چراغی مرده،می کنم تنها از جاده عبور،و ....وای این شب چه قدر تاریک است،خنده ای کو که به دل انگیزم ؟قطره ای کو که به دریا ریزم ؟صخره ای کو که بدان آویزم ؟مثل این است که شب نمناک است ،دیگران را هم غم هست به دل،غم من لیک غمی غمناک است.
- ۲.۱k
- ۰۴ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط