و از خوشی های روزگار همین بس..............

و از خوشی های روزگار همین بس..............




که در هر ساعت از شبانه روز که دلت خواست................





به کسی زنگ بزنی و او بی درنگ گوشی را برداره..............





و بگه "سلام، جان دل !! "






که بدانی مزاحم نیستی................






که اصلا انگار منتظر زنگت بوده.................
دیدگاه ها (۸)

P³²The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

𝑃𝑜𝑤𝑒𝑟 𝐺𝑎𝑚𝑒𝑃𝑎𝑟𝑡: 𝟹(صبح روز بعد شرکت K.V Global Investment)«سا...

پارت ششم | جای خالیآن روز، لیانا نیامد.جنگکوک اول متوجه نشد....

«برادر ناتنیه من»ــــــــ🌟ـــــــــــ🌟ــــــــپارتـ¹ویو ا/ت:...

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

____[The Forbidden Crossing]____

«آخرین ایستگاه»پارت دومیک روز بارانی، نیلا منتظرش ماند.قرارش...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط