( استاد جذاب من) )ლ( پارت 46 `ლ
( استاد جذاب من) )ლ( پارت 46 `ლ
سالن
می کو که خشکش زده بود لوهان سریع به خودش اومد یعنی واقعیت داشت یعنی پیداش کرده بود لوهان آب دهنشو قورت داد روبه جیمین کرد لوهان : از همون دختره عکسی داری
جیمین : عکس ؟.......کمی فکر کرد با یاد آوری دیشب که ازش عکس گرفته بود سریع گفت ..... آره دارم
گوشی را از جیبش درآورد و عکسی که از ات گرفته بود رو نشون لوهان و می کو داد می کو با دیدن عکس سریع از رویه کاناپه بلند شد پالتو بلند مشکی که همیشه می پوشید رو از تنش در آورد و گذاشت رویه کاناپه با صدای لرزون گفت می کو : م من میرم سرویس لوهان برات پیداش میکنه
جیمین : از طرف راست تویه راه روی اولی
می کو به سمته سرویس رفت لوهان دستی تو موهاش کشید روبه جیمین کرد لوهان : خودش دنبالش میگرده
جیمین : نه خبر نداره من میخوام دنبالش بگردم اون عوضی که خواهرش رو تو این وضعیت تنها گذاشت میخوام پیداش کنم
لوهان کمی اخم کرد و گفت لوهان : از کجا می شناسیش
جیمین : شاگردمه بگو ببینم میتونی پیداش کنی
لوهان : درباره اش تحقیق میکنم
می کو کمی آب از رو به صورتش زد تو آینه به خودش نگاه کرد می کو : تو می کو هستی فهمیدی خیلی هم خوبی آفرین بهت
حوله رو برداشت و صورتش رو خشک کرد از سرویس خارج شد و دوباره به سالن رفت با صدای بلندی گفت می کو : یه چیزی سفارش بدین که بخوریم
««»«»«»«»«»«»«»«» سئول ساعت ۱۸: ۵
با کلا آفتابی سفیدی که سرش بود پشته صندوق ایستاده و خرید های مردم رو حساب میکرد رئیسش سمتش آمد
رئیس : ات یکی سفارش داده تو ببر براش اما اگه این دفعه دیر کردی یا نیومدی اخرجی
ات : باشه میبرم زود هم میام
از پشته صندوق آمد کنار کلاه اش را گذاشت رویه میز و کیسه های خوراکی ها رو برداشت
سالن
می کو که خشکش زده بود لوهان سریع به خودش اومد یعنی واقعیت داشت یعنی پیداش کرده بود لوهان آب دهنشو قورت داد روبه جیمین کرد لوهان : از همون دختره عکسی داری
جیمین : عکس ؟.......کمی فکر کرد با یاد آوری دیشب که ازش عکس گرفته بود سریع گفت ..... آره دارم
گوشی را از جیبش درآورد و عکسی که از ات گرفته بود رو نشون لوهان و می کو داد می کو با دیدن عکس سریع از رویه کاناپه بلند شد پالتو بلند مشکی که همیشه می پوشید رو از تنش در آورد و گذاشت رویه کاناپه با صدای لرزون گفت می کو : م من میرم سرویس لوهان برات پیداش میکنه
جیمین : از طرف راست تویه راه روی اولی
می کو به سمته سرویس رفت لوهان دستی تو موهاش کشید روبه جیمین کرد لوهان : خودش دنبالش میگرده
جیمین : نه خبر نداره من میخوام دنبالش بگردم اون عوضی که خواهرش رو تو این وضعیت تنها گذاشت میخوام پیداش کنم
لوهان کمی اخم کرد و گفت لوهان : از کجا می شناسیش
جیمین : شاگردمه بگو ببینم میتونی پیداش کنی
لوهان : درباره اش تحقیق میکنم
می کو کمی آب از رو به صورتش زد تو آینه به خودش نگاه کرد می کو : تو می کو هستی فهمیدی خیلی هم خوبی آفرین بهت
حوله رو برداشت و صورتش رو خشک کرد از سرویس خارج شد و دوباره به سالن رفت با صدای بلندی گفت می کو : یه چیزی سفارش بدین که بخوریم
««»«»«»«»«»«»«»«» سئول ساعت ۱۸: ۵
با کلا آفتابی سفیدی که سرش بود پشته صندوق ایستاده و خرید های مردم رو حساب میکرد رئیسش سمتش آمد
رئیس : ات یکی سفارش داده تو ببر براش اما اگه این دفعه دیر کردی یا نیومدی اخرجی
ات : باشه میبرم زود هم میام
از پشته صندوق آمد کنار کلاه اش را گذاشت رویه میز و کیسه های خوراکی ها رو برداشت
- ۲۱.۵k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط