گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پن

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه بی کسیم بود، طوفان تو آن را از من گرفت! کجای دنیای تورا گرفته بودم؟... خدا درجواب گفت: ماری در راه لانه ات بود تو خواب بودی باد را گفتم لانه ات را واژگون کند آنگاه تواز کمین مار پر گشودی. چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنیم برخواستی...
دیدگاه ها (۴)

اتل متل باقالی مثل خودم باحالی یه بوس برات میفرستم با طعم پر...

دوست داشتن به حرف نیست....!!به وقتیه که برات میذاره،به ارزشی...

نوشته هاي روي شن مهمان اولین موج دریا هستند،اماحكاكیهاي روي ...

دوست داشتن به حرف نیست....!!به وقتیه که برات میذاره،به ارزشی...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

***گنجشکی به خدا گفت: ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ...

گنجشکی به خدا گفت؟لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه ب...

گنجشکی به خدا گفت؟ لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگیم سر پناه...

گنجشکی به خدا گفت:لانه کوچکی داشتم،آرامگاه خستگیم،سرپناه بی ...

گنجشک به خداگفت:لانه کوچکی داشتم/آرامگاه خستگیم/سرپناه بی کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط