دل میکَنی کی از اون سکوت لعنتی

دل میکَنی کی از اون سکوت لعنتی
پیش من میای تو یه جا یه روز یه ساعتی
میدونم این روزا تو شک بین عشق و عادتی
غرق میکنم خودمو تو موج موی تو
یه روزی عاشق تو میشینه روبروی تو
تو این هوا یه روز میپیچه باز بوی تو



میدونم دلت میخواد دوباره پا بگیره عشقمون
ولی جدایی خط کشیده بیمون
زجر میکشیم هر دومون
میدونی چقدر عذابِ سختیه عذابِ بی کسی
چرا به هر چی حقته نمیرسی این روزا بی کسی



دلواپسم مگه میشه از تو دست کشید
روی آسمون مگه میشه یه قفس کشید
نمیشه بعد تو، تو هوای رفتنت نفس کشید
زل میزنم به تموم یادگاریات
میپیچه تو اتاق هنوزم صدای خنده هات
با بوی عطر تو دوباره زنده میشه خاطرات
دیدگاه ها (۱۲)

خنده ی ممنوعه.

پارت ۲

سناریو جونگکوک

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸یک ماه بعد____________...

توجه:این پست توهین به هیچ شخصی نیست یا منظور به شخص خاصی نیس...

سفید و سیاهپارت‌ ۳۲آتسوشی داره دنبال آکوتاگاوا میگرده که از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط