( 3 تفنگدار )

( 3 تفنگدار )
پارت ۱۸

و باز هم آروم تر بدن لباسش را به دست گرفت و پایین تر کشید
هاری بیشتر از خودش عصبانی شد که چطور از این مرد عصبانی بود این لمس هایش این عشق بازی هایش این بوسه های پر از نیازیش داشت دیوانه اش کرد کم کم مشغول باز کردن تک تک دکمه های پیراهنش شد و نرم از روی شانه هایش پایین کشید خیلی برایش این منظره زیبا میشد و کمی هم خجالت زده جونگکوک نرم و آروم لباس خواب هاری را از انگشت کشید و دست رو پهلو های لختش گذاشت هاری باز هم قلبش تند تند به در و دیوار کوبید دست هایش را از روی گردن جونگکوک برداشت سپس کمی کمرش را بلند کرد ولی محکم تر جونگکوک تو را به تخت چسباند
جونگکوک دل کند از لب های هاری سپس تعویز بوسه هایش را به گردن سپرد
گردنش را نرم بوسید و بوئید
هاری تند آب دهنش را قورت داد سپس تک تک موهای تار خودش را میدید دلش چرخه بدی می‌رفت حتی جونگکوک هم آن ضربان قلبش را میشنید
جونگکوک سمته پست سینه های هاری رفت و نرم بوسید ولی هیچ صدایی از دهن هاری بیرون نمی‌رفت جونگکوک پسر بسیار. شیطونی دوباره سمته گردنش هجوم برد و پوست گردنش را به دندون گرفت و سفت گازی گرفت هاری از این حرکت یهویی و دیونه کنند جونگکوک اخ بسیار بلندی کشید
هاری : هی دردم اومد
جونگکوک خبیثانه خندید و تو گوش هاری گفت
جونگکوک: هی ! .. باید بگی جونگکوک
هاری کم نمی‌آورد سپس گفت
هاری : دیگه چی
جونگکوک: تکون بخور تا نشونت بدم پاهات باز کن
هاری به شدت لرزید و هول دست رو سینه برهنه جونگکوک گذاشت و کمی صورتش را از تو گردن خودش بیرون کشید
هاری : چیکار کنم
جونگکوک: عشق من ماله منی تو .. خودت رو ماله من کردی
دوباره سمته لب های پر از عشق هم شد و نرم بوسید این بار هاری هم پر از دلتنگی لب رو به خودش گرفت و محکم بوسید دست هایش را دور گردنش حلقه کرد و بدن برهنه جونگکوک را بیشتر به خودش چسباند
دیدگاه ها (۰)

( 3 تفنگدار )پارت ۱۹ دست چپش رو به آرامی از زیر هاری رد کرد...

ادامه .... هاری : اههههه .... نگفتم اینقدر یهویی... جونگکوک...

( بوسه دردناک )پارت ۷۴تهیونگ حتی نمیخواست آن روز های بهشتی ر...

( بوسه دردناک )پارت ۷۳تهیونگ مکث کرده بود شاید هم نقشه ای تو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط