سناریو ریندو هایتانی پارت
سناریو ریندو هایتانی پارت ۲
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
در آیینه به خود خیره شده بود . لباسی سفید بر تن داشت و توری بلند . آرایش ملیحی کرده بود که او را بسیار زیبا کرده بود . ناگهان ریندو در را باز کرد . به سمت او آمد . وقتی دخترک را دید نیشخندی بر لب گذاشت . بعد از لحظاتی لب زد
- حاضری ؟
دختر با لحنی تند جواب او را داد
- نه حاضر نیستم الان میخوام حاضر شم
مرد صورتش را نزدیک صورت دخترک کرد
با لحنی تهدید آمیز گفت
- بهتره با من اینطوری صحبت نکنی !
- اگه کنم چی میشه ؟؟
نزدیک تر شد
- خودت می فهمی !!
خود را از دختر دور کرد. بعد از اینکه دختر را دید که ترسیده است ، خندید . دست او را گرفت و اتاق را ترک کردند
پایان
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
برای پارت بعد ۳ کامنت
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
در آیینه به خود خیره شده بود . لباسی سفید بر تن داشت و توری بلند . آرایش ملیحی کرده بود که او را بسیار زیبا کرده بود . ناگهان ریندو در را باز کرد . به سمت او آمد . وقتی دخترک را دید نیشخندی بر لب گذاشت . بعد از لحظاتی لب زد
- حاضری ؟
دختر با لحنی تند جواب او را داد
- نه حاضر نیستم الان میخوام حاضر شم
مرد صورتش را نزدیک صورت دخترک کرد
با لحنی تهدید آمیز گفت
- بهتره با من اینطوری صحبت نکنی !
- اگه کنم چی میشه ؟؟
نزدیک تر شد
- خودت می فهمی !!
خود را از دختر دور کرد. بعد از اینکه دختر را دید که ترسیده است ، خندید . دست او را گرفت و اتاق را ترک کردند
پایان
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
برای پارت بعد ۳ کامنت
- ۱.۸k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط