،......

،......
پـرِ پـرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرنـاها

و به هنگامی که مرغانِ مهاجر
در دریاچه‌ی ماه‌تاب
پارو می‌کشند،
خوشا رهــا کردن و رفتــن!
خوابی دیگــر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مُردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمی‌خواند

احمد شاملو
دیدگاه ها (۲)

ٰٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖٖ...

سرانجام عشقمان چه شد؟؟؟ تویی که رفتی منی که جا ماندم ... ...

ﺗـــــــــﻮ ﺭﻓﺘــــــﯽ ﺍﻧــﮕﺎﺭ ﮐــﻪ ﻣــــــﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻟــــﺶ ...

احساسِ خوشی دارم ، ابراز کنم ؟ یا نه مجنونیِ این دل را ، آغ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط