می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی

می رسد روزی که فریاد وفا را سر کنی
می رسد روزی که احساس مرا باور کنی
می رسد روزی که نادم باشی از رفتار خود
خاطرات رفته ام را مو به مو از بر کنی
می رسد روزی که تنها ماند از من یادگار
نامه هایی را که با دریای اشکت تر کنی
می رسد روزی که تنها در مسیر بی کسی
بوته های وحشی گل را ز غم پرپر کنی
می رسد روزی که صبرت سر شود در پای من
آن زمان احساس امروز مرا باور کنی
دیدگاه ها (۲)

بار خدایا...من انسانم، به آنگونه ای که تو آفریدی!نمی توانم م...

دعایم گرچه گیرا نیستدعایت میکنم امشبنمیدانم چه میخواهیاز او ...

خَریدارَم تَمامِ تَنهاییت راتَمامِ غَم ها و دَردهایَت راتَما...

ﺑــــــــــانــــــــــو؟؟؟؟؟؟؟ﺑـــــه ﻣـــــرﺩﯼ ﺩﻝ ﺑﺒﻨﺪ ڪﻪ ...

در این دنیای وا نفسا تو از حالم چه  می دانیبه دل داغی گران د...

#حکایت_قدیمی دعای محبتروزی زنی به دیدار شیخی رفت و به او گفت...

درياچه مونولايت. پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط