کورش کبیر و فاحشه:

کورش کبیر و فاحشه:

کورش بزرگ به دهی سفر کرد،
زنی که مجذوب سخنان او شده بود از کورش خواست تا مهمان وی باشد.
کورش پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد.
کدخدای دهکده هراسان خود را به کورش رسانید و گفت :
«این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید»
کورش به کدخدا گفت :
«یکی از دستانت را به من بده»
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان کورش بگذاشت.
آنگاه کورش گفت :
«حالا کف بزن» کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت: « هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند.. کورش لبخندی زد و پاسخ داد :
هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند.
برو و به جای نگرانی برای من نگران خودت و دیگر مردان دهکده ات باش! وچنین شد افتخار ایران زمین .انسانیت راازکورش بیاموزیم..
دیدگاه ها (۶)

🍷 شراب قرمزپارت ۱۵ | انتخابرینا به صفحه‌ی گوشی خیره شده بود....

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۳«آنچه پنهان مانده بود»دود تمام راهرو...

Custom bride part : 12

کورش کبیر و فاحشه:کورش بزرگ به دهی سفر کرد،زنی که مجذوب سخن...

کورش کبیر و فاحشه:کورش بزرگ به دهی سفر کرد،زنی که مجذوب سخن...

کورش کبیر و فاحشه:کورش بزرگ به دهی سفر کرد،زنی که مجذوب سخن...

کورش بزرگ به دهی سفر کرد،زنی که مجذوب سخنان او شده بود از کو...

... کورش کبیر و فاحشه:کورش بزرگ به دهی سفر کرد،زنی که مجذوب...

کورش کبیر و زن هرزه:کورش بزرگ به دهی سفر کرد،زنی که مجذوب سخ...

کورش کبیر و فاحشه:کورش بزرگ به دهی سفر کرد،زنی که مجذوب سخن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط