۵-بعدازکلی کل کل باشادی رفتم به سوی خانه مامان که طبق معم

۵-بعدازکلی کل کل باشادی رفتم به سوی خانه مامان که طبق معمول مدرسه وبیاباهم که شرکت من موندم تنهااااااای تنهاااااااااعزیزم روووومی خوااااام اااای حبیییییبم رومی خواااااام وااااااای(سرودنده شعرخودم😊 )اخ جووووون تنهام رفتم لباس عوض کردم یه تاپ شلوار صورتی پوشیدم رفتم اشپزخونه اهنگ دوست دارمو گزاشتم 😜 بلندمی خوندم و پیتزادرست میکردم اخ عجب کیفی میداد داشتم اون قسمت که میگفت مگه دلم تودنیاجزتوکسیوداره داشتم بلند می خوندم که یه دفه بابام توچهارچوب دراشپزخونه ظاهر شدسریع دویدم بغلش لپشو بوسیدم وگفتم
.سلاااااام بابایی جون خودم شرکت بهت خوش میگزره خونه میای رفت صدااسپیکرروکم کرداومد

بابا:سلام دخترم نه به انقدری که به توخوش میگزره صدااین اسپیکرت تاسرکوچه میومداخه مردم چه گناهی کردن خوب ارامش می خوان
.واباباگنا٬گنابادبعدشم اینهمه ایناارامش ماروصلب کردن حالا پنج دیقه به ارامششون برمی خوره همین هفته پیش تولددختراقاپورمندبودتاساعت چهاردست وجیغ میزدن
بابا:ازدست تو خوب چهاربه بعدکه توخوابیدی
.نه بابا جان چهار به بعدکیک رواوردن بمب میترکوندن یه دفه وسط خواب فکرکردم داعش حمله کرده
بابا:لاالله الله ازدست تو
.الحمدلله
بابا:شکرالله
.صبحانلله
بابا:ااااه بسه دیگه روانیم کردی حالاناهارچی داری
.یه چیزعااااالی
بابا:چه چیزعااااالی
.پیتزااااااااا
بابا:هزارباربهتون گفتم ازاین ات اشغالانخورین معلوم نیس گوشت خرمیریزن توش پرمرغ میریزن توش خوک سالم میندازن توش ایناروبه خربدی بخوره خره مثله افتاب پرست رنگ عوض میکنه ماکه ادمیم😡 😡 😡
.وااااباباجان خودم درست کردما
بابا:هووووف حالابیاربخوریم
.چشم شمالبایاتونوعوض کنین دست صورتتونو بشورین الاناست که مامانم بیادمن میزرومیچینم
بابا:باش. میزروچیدم مامانم اومد ناهاررو خوردیم مامان رفت سوال طرح کنه براامتحان فرداش باباهم رفت tvنگاه کنه منم میزوجمع کردم ظرف هاروگزاشتم ماشین ظرف شو رفتم بخوابم روتخت دراز کشیدم گوشیمو برداشتم یکم باهاش وررفتم دیدم اینستاپیام اومدرفتم ببینم کیه دیدم کلی عکس لایک شده دارم داشتم همینجور عکس اینا میدیدم که رسیدم به پیج سیدبازش کردم اوه مای گااااادباباایووووول عجب فالورایی خدایاداشتیم اخه من چیم کمتره اینه داشتم عکس هاشومیدیدم رسیدم به عکس سیدباشادی خیییییلی باحال بود تاعکس رودیدم براشادی اس زدم: همنشین حیوانات هم که شدی یکم بعدجواب داد
شادی:هااااان؟حالت خوبه تو
.اهوم خوبم ولی خیلی چندشی شادی حالمو بهم زدی اخه حیوون کمه
شادی:چیزمیزی زدی ؟سرت جایی خورده؟دریت بحرف ببینم
.نه هنوزنزدم میارم باهم بزنیم بریم فضا اخه من بدون دوستم جایی نمیرم.سرم نه ولی پام خوردبه چهارچوب در.اون عکس توپیج سیدومیگم
سادی:کدوم عکس
.همون که توباسیدی بعد باهمنشینی باحیوانات هم مفتخرشدی
شادی:اهااون خودت همنشین حیواناتی
.تودیروزگربه دستت بودام امروزسگ بغلت بود فردا شیربغلت میکنی پس فرداخرس اصلا دیگه باغ وحش زدین
شادی:نمک دون
.فلفل دون
شادی:شوخی گرفتت
.تاهوم
شادی:به من چه بروبایکی دیگه شوخی کن
.اخه نمیشه فقط تورودارم چقدم دوست دارم دنیای منی رویای منی دردم به سرت
شادی:نه بااین جملاتت نه به اون جمله اخر
.خوب دیگه من همیشه یه فرقی بادیگران دارم
شادی:اره خوب توازتیمارستان فرارکردی
.البته باتوفرارکردیم
شادی:هوووم من بایدبرم مامانم کارم داره بای
.بای رفتم گرفتم خووووب خوابیدم تاشب شب پاشدم گوشیم زنگ خوردنگاه کردم سیدبودواااااین شماره نموازکجااورده جواب دادم
.الو......
دیدگاه ها (۶)

رمان آیدل پارت ۳ ادامه +: ام خب بابا من درسام رو خوندم...

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

COERCION

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

پارت ۲ :تو فکر اون دختره بودم که مامان اومد تو و کنارم رو مب...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

وقتی عموت بود

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

دنیا انیمه ℙ𝕒𝕣𝕥1سئورا دختری عاشق انیمه ومانهوا های تخیلی با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط