منِ ناقابل اگر تشنه ی دیدار توام

منِ ناقابل اگر تشنه ی دیدار توام
از طفولیتم ارباب گرفتار توام
نیستم مستحق این همه لطف و کرمت
تا نفس می کشم ای شاه بدهکار توام
جان زهرا بَرِ کس مشت مرا باز نکن
هر چه هستم به تو وابسته ام و خار توام
تو به پیشانیِ من مُهرِ قبولی زده ای
تا بدانند همه نوکر دربار توام
گریه کردن به تو را مادر من یادم داد
فخرم این بس که شیه پوش و عزادار توام
چه شود لحظه ی مرگم همه بینند که من
دست بر سینه ام و مات به رخسار توام
دیدگاه ها (۱)

منِ ناقابل اگر تشنهٔ دیدار تواماز طفولیتم ارباب گرفتار توامن...

منِ ناقابل اگر تشنه ی دیدار تواماز طفولیتم ارباب گرفتار توام...

منِ ناقابل اگر تشنه ی دیدار تواماز طفولیتم ارباب گرفتار توام...

منِ ناقابل اگر تشنه‌ے دیدار توام از طفولیتم ارباب، گرفتار تو...

سائل کوچه و بازار توام یا عباسواله قامت و رخسار توام یا عباس...

سائل کوچه و بازار توام یا عباسواله قامت و رخسار توام یا عباس...

.......داغدار تو و دستان علمدار توامدست بر سینه ام و نوکر در...

تمام وجودم فدای نامت حسین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط