آن چای لب‌سوز لب‌دوز

آن چای لب‌سوز لب‌دوز
جوانی من بود
که در دست‌های سردت
یخ کرد و از دهن افتاد !
دیدگاه ها (۲)

زی آستین زیاستین

زیاستین زیآستین

سرم ای ماه به دامان نوازش بگذار...تا در آغوش تو سوز غزلی ساز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط