وقتی تو نیستی شادی کلام نامفهومی ست و دوستت میدارم رازیست

وقتی تو نیستی شادی کلام نامفهومی ست و دوستت میدارم رازیست که در میان حنجره ام دق میکند و من چگونه بی تو نگیرد دلم ؟ .........
دیدگاه ها (۱)

اگر بیایی این خون دل خوردنها را تلافی نمیکنم ، آنقدر عاشقت م...

آنها که گفته اند دوری و دوستی ، یا طعم دوستی نچشیده اند یا د...

در قلب کوچکم فرمانروایی میکنی بدون هیچ نایب السلطنه ای ، هیچ...

حال من خوب است اما عالی می شوم وقتی که تو با نگرانی در آغوشم...

نیستی و اینجا خیلی بی رنگ و بو هست نیستی و دنیا پراز بی قرار...

خداجونمممبارها گمان کردم از تو دور شدم اما هر بار که دلم شکس...

گفته بودی چرا خوب به پایان نرسید...راستش زور منِ خسته به طوف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط