نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت

نای نفس کشیدن و رعنا شدن نداشت
سرو علی دگر کمر پا شدن نداشت

این بر همه طبیب ، ز خود دست شسته بود
کی گفته او توان مسیحا شدن نداشت

آب از سرش گذشته ، علی را خبر کنید
کوثر که میل راهی دریا شدن نداشت

پیچیده است اگر، کمرش درد می کند
او هیچ گاه قصد معما شدن نداشت

اامروز کار خانه خود را تمام کرد
گویا که قصد عازم فردا شدن نداشت

حتی حسین آب ز دستش گرفت و خورد
گویا خبر ز راهی گرما شدن نداشت

می شست رخت خویش ، ولی طول می کشید
چون دست لاغرش رمق واشدن نداشت

اسماء کمی خلاصه بینداز بسترش
تصویر فاطمه که غم جا شدن نداشت

می خواست دختر پدر خویشتن شود
گویا که میل حضرت زهرا شدن نداشت

با قصد قربت از پسرانش برید دل
هرچند قصد قربت مولا شدن نداشت
دیدگاه ها (۳)

سلام مولای غریبمخسته ام ،منتظرم ،لحظه شماری سخت استروز و شب ...

نگاه می کنم از هر طرف سوار تویینشسته یک تنه بر صدرِ روزگار ت...

مولای غریبمتویی بهانه ام اما بهانه ای که ندارمگذاشتم سر خود ...

دل که با دلبر نباشد چشم تر بی فایده استدیدگان خواب را شوق سح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط