گل در بر و می در کف و معشوق به کام است

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
سلطان جهانم به چنین روز غلام است
#حافظ
دیدگاه ها (۲)

ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایمای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما#ح...

سلام ای بغض تو سینهسلام ای آه تو آیینهسلام شب های دل کندنهنو...

ای در میان جانم و جان از تو بی خبر#عطار

گل در بر و می در کف و معشوق به کام استمن مانده ام اینجا که ح...

حافظ آن ساعت که این نظمِ پریشان می‌نوشت،طایرِ فکرش به دامِ ا...

طوری دوستت می‌دارمکه هر شبانه‌ روز بی آنکه ببینمتبی آنکه ببو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط