"با من به ایوان نگاهم بیا هر نیمه شب و تک تماشگر اشک زخم

"با من به ایوان نگاهم بیا هر نیمه شب و تک تماشگر اشک زخم هایم باش در بیابانی از دل پرسکوت دردآلودم، که علف انتظار روییده است برخاکسترسردم ...
چه سوزی دارد ای دوست..
تب زخم دل پر دردم...

( دلنوشته های سعید)
دیدگاه ها (۱۵)

✅✅✅♦️شده؟ تا حالا شده...شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه ...

آن شب، برای اولین بار سوار ماشین مایکی شدم.داخل ماشین سکوت ع...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط