نشسته در تب حال و هوای چشمانت

نشسته در تب حال و هوای چشمانت
کسی که لک زده قلبش برای چشمانت

بهشت را به بها میدهند شکی نیست
نشان چشم چرانی بهای چشمانت

برای خلق چنین نقش های دل چسبی
چقدر حوصله کرده خدای چشمانت ؟

درون قاب نگاهت کشیده است انگار
دو بچه آهوی زیبا به جای چشمانت

سکوت کرده ای اما غمین و بغض آلود
به گوش می رسد اینک صدای چشمانت؟

نگاه من به تنش کرده جامه احرام
مگر قدم بزند در صفای چشمانت
دیدگاه ها (۴)

من خراب نگه نرگس شهلای توامبی خود از باده‌ جام و می مینای تو...

زندگی را نفسی ارزش غم خوردن نیست آنقدر سیر بخند تا که ندانی ...

عقل و دل روزی ز هم دلخور شدندهردو از احساس نفرت پر شدنددل به...

حس خوبیست در آغوش خودت پیر شوماینکه یک عمر به دستان تو زنجیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط