باران که می بارد...
باران که می بارد...
درِ خانه را باز میگذارم...
و میروم کنار پنجره روی صندلی چوبینی مینشینم...
دو استکان چای میریزم و با نگاهی خیره به در،غرق در ثانیه های ساعت میشوم...
و مدام ذکر( یا رادَّ ما قدْ فاتَ)را میگویم تا تو برگردی...
اگر هم نیامدی فدای سرت...
باران های خدا که تمامی ندارد...
یقین دارم که باران بعدی خواهی آمد...
#مهرداد- بیدرانی
درِ خانه را باز میگذارم...
و میروم کنار پنجره روی صندلی چوبینی مینشینم...
دو استکان چای میریزم و با نگاهی خیره به در،غرق در ثانیه های ساعت میشوم...
و مدام ذکر( یا رادَّ ما قدْ فاتَ)را میگویم تا تو برگردی...
اگر هم نیامدی فدای سرت...
باران های خدا که تمامی ندارد...
یقین دارم که باران بعدی خواهی آمد...
#مهرداد- بیدرانی
- ۱.۱k
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط