ای دوست بیازار مرا هر چه توانی

ای دوست بیازار مرا هر چه توانی
دل نیست اسیری که ز آزار گریزد

👤 رهی معیری
دیدگاه ها (۳۱)

خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی گیرم که گناهست گناهی نکنیدل در گل...

دیگران چون بروند از نظر از دل بروندتو چنان در دل من رفته که ...

گل نسبتی ندارد با روی دلفریبتتو در میان گل‌ها چون گل میان خا...

زلفت چو به دلبری درآمدبس کس که ز جان و دل برآمددل گم نشود در...

‌‌‌‌همچو نی می‌نالم از سودای دل،آتشی در سینه دارم جای دل..‌م...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

🌱🍒ناگاه دل بریدن ای جان عجیب نیستدنیای ما ز حادثه‌ی ناگهان پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط