روزگار عجیبیست

روزگار عجیبــیست...
آدمهــااا...
وقتی میخـــواهند به تو نزدیـــک شوند....
دروغ میگــویند
وقتی میخواهـــند بروند...
راست میگویـــند...
و هـــرگز به یاد نمی اورند...
تمام بودنشــان ...
همان دروغ اولی بود ...
که به رویشـــااان ...
نیـــاوردی...
دیدگاه ها (۶)

.ﺷﺎﺯﺩﻩ ﻛﻮﭼﻮﻟﻮ ﭘﺮﺳﻴﺪ : ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﺎﺗﻮ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻱ ﺑﺒﺮﻱ ﺗﻮ ﮔﻮﺭ ﺑﺎﻫﺎ...

پخــــــــــــــــ خخخ

‎‎|توصدای پایت را،به یاد نمی آوری!چون همیشه همراهت است.. ولی...

اینجٲ مڹ بستگے دارمـــــــبه تۇبه حرفهٲیتآرٲمشتبه بۈدنتاینجا...

(شاهزاده و شوالیه) پارت ۱۱*باکوگو خیلی ناراحت و عصبی بود در ...

هفت مافیای سرد پارت ۱۷ ویو آرنیکا :روی تاب نشسته بودم و به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط