پارت دوم عشق دروغین
پارت دوم عشق دروغین
ویو جانگ کوک:
امروز هم مثل یک ربات شدم من چرا نمیتونم راحت احساساتم رو بگم؟ یا اینکه چرا نمیتونم اصلا چیزی رو احساس کنم؟ بعضی وقت ها به فکر این میوفتم که زندگی یکی رو بگیرم ولی نه من به مامان قول دادم درسته نیشت ولی بازم سر قول هستم
رفتم کار های لازم رو کردم و به مدرسه جدید رفتم
جالبه این مدرسه اصلا چیزی نبود که ذهنمه وقتی وارد شدم یم دختر خیلی خوشکل رو دیدم و اشتاد گفت که جای همون بشینم شاید اکه احساسات داشتم عاشقش میشدم
ویو لیندا
معلم داشت درس میداد ولی نمیتونستم نگاهمو ازش بردارم خیلی نکاه های سردی داشت انگار اصلا حسی نداره ولی خیلی جذاب بود
-:دید زدنت تموم شد
+این دید آبروم رفت *تو ذهنش گفت*
+:چیزه نه من اصلا تورو دید نمیزدم
که همون موقع بک نکاه به شدت بدی کرد به قدری سرد بود مع بدنم اصلا یخ زد
ویو نویسنده
زنگ خورد و میا و لیندا رفتن بیرون لیندا همیش داشت به جی کی فکر میکرد ب اس عجیب بود اون که از هیچ پسری خوشش نمیومد حالا داره آروم آروم باور میکنه عاشق شده
ویو جی کی
اون دختره داشت دید میزد و بهش یک تیمه انداختم از خجالت سرخ شد عجیبه چطور حس میکنه برام خیلی عجیبه اما یهو یک حسی اومد حس خنده داشتم آروم میخندیدم یعنی چی؟ باید بع روانپزشکم بگم
راستی سن هاشونو نگفتم
جانگ کوک:18
میا :18
لیندا:18
جیمین20
این دفعه شرط داره
2 کامنت
3 لایک
ویو جانگ کوک:
امروز هم مثل یک ربات شدم من چرا نمیتونم راحت احساساتم رو بگم؟ یا اینکه چرا نمیتونم اصلا چیزی رو احساس کنم؟ بعضی وقت ها به فکر این میوفتم که زندگی یکی رو بگیرم ولی نه من به مامان قول دادم درسته نیشت ولی بازم سر قول هستم
رفتم کار های لازم رو کردم و به مدرسه جدید رفتم
جالبه این مدرسه اصلا چیزی نبود که ذهنمه وقتی وارد شدم یم دختر خیلی خوشکل رو دیدم و اشتاد گفت که جای همون بشینم شاید اکه احساسات داشتم عاشقش میشدم
ویو لیندا
معلم داشت درس میداد ولی نمیتونستم نگاهمو ازش بردارم خیلی نکاه های سردی داشت انگار اصلا حسی نداره ولی خیلی جذاب بود
-:دید زدنت تموم شد
+این دید آبروم رفت *تو ذهنش گفت*
+:چیزه نه من اصلا تورو دید نمیزدم
که همون موقع بک نکاه به شدت بدی کرد به قدری سرد بود مع بدنم اصلا یخ زد
ویو نویسنده
زنگ خورد و میا و لیندا رفتن بیرون لیندا همیش داشت به جی کی فکر میکرد ب اس عجیب بود اون که از هیچ پسری خوشش نمیومد حالا داره آروم آروم باور میکنه عاشق شده
ویو جی کی
اون دختره داشت دید میزد و بهش یک تیمه انداختم از خجالت سرخ شد عجیبه چطور حس میکنه برام خیلی عجیبه اما یهو یک حسی اومد حس خنده داشتم آروم میخندیدم یعنی چی؟ باید بع روانپزشکم بگم
راستی سن هاشونو نگفتم
جانگ کوک:18
میا :18
لیندا:18
جیمین20
این دفعه شرط داره
2 کامنت
3 لایک
- ۴۳
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط