پای امیدم، بیابان طلب گم کرده‌ای

پای امیدم، بیابان طلب گم کرده‌ای
شوق موسایم، سر کوی ادب، گم کرده‌ای
باد گلزار خلیلم، شعله دارم در بغل
ناله‌ی ایوب دردم، راه لب گم کرده‌ای
می‌کند زلفت منادی بر در دلها که من
گوهر خورشید در دامان شب گم کرده‌ای
گوهر یکتای بحر دودمان دانشم
لیکن از ننگ سرافرازی، لقب گم کرده‌ای
ای بهائی! تا که گشتم ساکن صحرای عشق
در ره طاعت، سر راه طلب گم کرده‌ای
دیدگاه ها (۰)

پای امّیدم، بیابانِ طلب گم‌ کرده‌ایشوق موسایم، سر کوی ادب، گ...

خوب است دمی گفتن اوصاف معادیگاهی رصد معنی پیغام منادیتوصیف ق...

معصومعلی مسکینی

انسان، بعد از مرگ کجا می رود؟ آیا روح انسان، بعد مرگ با ما ا...

شما به آدم زندگیتون فرصت دوباره میدید؟@sahar1820

کاش می‌تونستم کاری کنم دردت متوقف بشه

بریم ست کنیم...@titan_rider @aysa_np @kevins @m13...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط