اهوی من

اهوی من
پارت ۱۲

اهو:خب بگو بیبینم از کی خونشامم بودی؟
اراد:از موقع ک تو شکم مامانم بودم بابام ۱۵ سالش بود ک مریضی سختی گرفته بود به روستا مترسک رفت جادوگر روستا ک به ابلیس معروف بود بابامو خوب میکنه ولی طلسم خونشامم میش ولی خب اینو بگم عمر بابام فقط جاودان عمر من نیست بابام با مامانم اشنا میشه مامانم خونشامم نبوده ولی بچش ک منم خونشامم شدم
اهو:بجز من خون دختر هایی دیگ هم خوردی(باحرص)
اراد:الان غیرتی شدی بجز تو اره دختر هارو گول میزدم میوردم خونمون خونشون اینقدر مک میزدم ک ضعیف میشدن بعدشم یک قرصی میدادم ک منو فراموش کنن
اهو:نکنه منو گول زدی به هوایی ازدواج
اراد:نه وقتی به دنیا امدم بابام منو برد روستا مترسک جای ابلیس میدونی ابلیس اون موقع چی بهم گفت؟
اهو:نه از کجا بدونم
اراد:اون گفت ک........
دیدگاه ها (۳)

اهوی من پارت ۱۳ اراد:اون گفت ده سال دیگ یک دختر میاد ک گریه ...

اهوی من پارت ۱۴ منو اراد داشتیم به هم دیگ عادت می کردیم قرار...

اهوی من پارت ۱۲ اهو:اراد چی میگی من گیج شدم اراد:بهت ک گفتم ...

اهوی من پارت۱۱ اراد بهم چیزی داد بیهوش شده بودم وقتی بیدار ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط