آدما به همون اندازه که قد می‌کشن، حسرتای زندگیشونم بزرگتر

آدما به همون اندازه که قد می‌کشن، حسرتای زندگیشونم بزرگتر می‌شه، آرزوهاشونم کوچکتر. انقدر که یادشون می‌ره اززندگی چی می‌خواستن. یه روزبه خودشون میان و می‌بینن، فقط صبر کردن... صبر
تو باور نمی‌کنی که دوست داشتنت، چقدر من رو صبورتر کرد
.
من هنوزم تنها پیاده‌روی می‌کنم
هنوزم با خودم حرف می‌زنم
هنوزم چاییم رو تلخ می‌خورم وبعد از ظهرا، از پنجره‌ی اتاقم، به آدمایی که شبیه تو نیستن، خیره می‌شم.
به تو فکر می‌کنم، به تو..
و اینکه چقدر به دیدن آدمی شبیهت، حتی از دور قانعم.
حقیقت اینه که زندگی کردن، از نبودنت سخت‌تر نیست.
دیدگاه ها (۳)

ﻧﺎﻣــــﻢ ﺯﻥ ﺍﺳـــﺖ …ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﮔﻮﺭﻡ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯼ ،ﮔﺎﻩ ﺳﻨﮕـــــ...

مردها شجاع ترند...در جنگ ...در عرق ریختن زیر افتاب... در تار...

fahmidan kare har kasi nis

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

پارت: 1 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*نیم ساعت بعد روی پیست دو و ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۸: «باز...

نام: قرارداد نفرتPart:⁴⁶صبح روز بعد...نور آفتاب از لای پرده‌...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

پشت نگاه سردت.. پارت ۱۳فقط همین یه کلمه برای من کافی بود.یه...

آدما به همون اندازه که قد می‌کشن، حسرتای زندگیشونم بزرگتر می...

آدما به همون اندازه که قد می‌کشن، حسرتای زندگیشونم بزرگتر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط