این زخم که بر گرُده ی هر بیت غنودَه ست

این زخم که بر گرُده ی هر بیت غنودَه ست
تاوان گناهی است که بیمار تو بودَه ست

دیشب تن این شعر به شلاق کشیدم
چون مستِ شرابِ شبِ چشمان تو بودَه ست

گفتم به غزل از که چنین مست و خرابی؟
گفتا که مزن، این گنه از قلب تو بودَه ست

مستِ نگهش چون که در این خانه نشستی
من زاده شدم، نطفه ام از عشق تو بودَه ست

من معترفم معترفِ شُرب نگاهت
بیچاره غزل راوی چشمان تو بودَه ست

این محکمه و قاضی و شاکی و گنهکار
از جمله دلم، ملعبه ی دست تو بودَه ست!

داریوش فرزانه
دیدگاه ها (۲)

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

ای آنکه به دور از تو رُخِ شعــر کَبود استاندازه ی من مات نگا...

لب‌های تو لب نیست! عذابی‌ست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

لب‌های تو لب نیست! عذابی‌ست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گا...

لب‌های تو لب نیست عذابی‌ست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گاه...

ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم...ای کاش شبی بگذری از کوچه...

ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم...ای کاش شبی بگذری از کوچه...

زیباست غزل پشت غزل از تو نوشتنجان و دل خود را به غم عشق سرشت...

متن کامل شعر 👇لب های تو لب نيست! عذابي ست الهیبايد كه عذابي ...

زیباست غزل پشت غزل از تو نوشتنجان و دل خود را به غم عشق سرشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط