اتولم کن

ا.ت:ولم کن
شوگا:هیشش نمیشه جبرانش نکنم
حرکت کردیم
بی صدا شدم
داشتم فکر میکردم اگه بمیرم که بهتره شاید خلاص بشم اینجوری احساس گناه کمتری میکنم
ولی امیدوارم جیمین سالم باشه
با توقف ماشین از افکارم دور شدم کجاعم؟
دوروبرمو یه نگاه انداختم توی یه قصر بودیم
پیادم کردن بردنم توی یه اتاق تو قصر
ا.ت:ولم کنین چرا اودینم اینجا؟
کسی چیزی نمیگفت رفتن بیرون درو به روم قفل کردن
از تو تراس بیرونو نگاه کردم همه جا بادیگارد بود برخلاف خونه جین که میتونستن قشنگ حمله کنن اما انگار جرعت نداشتن
اه من چرا دارم راجب اون فکر میکنم
بیخیال شدم یه نگاه به ساعت انداختم ساعت یک بود
تغریبا دوساعتی بود که تو اتاق تلف شده بودم خسته بودم که
صدای در اومد در باز شدو شوگا اومد داخل
ا.ت:چرا ولم نمیکنی
شوگا:چرا فکر میکنی ولت میکنم؟نه تورو نه جیمینو
ا.ت:به اون کاری نداشته باش
شوگا:هه به اون کاری ندارم اما...
با دستش یه اشاره کرد
که یه دخترو دستو پا بسته اوردن داخل دختره حسابی زخمی شده بود
شوگا:اما نمیشه با این کاری کرد*خنده
ا.ت:او.اون کیه
شوگا: نمی دونی؟جیمین براش میمیره
ا.ت: باهاش چیکار کردی
شوگا:شکنجه ولی الان وقت مرگشه
ا.ت:ن.نه نکشش
شوگا:نه نه من نمیکشمش قراره....تو بکشیش
ا.ت:چ.چی؟
ا.ت:ن.نه م.من نمیتونم
شوگا: پس صندوقچه رو رد کن بیاد
شوگا:اگه اونو بدی هم تو هم جمی ازاد میشین
ولی صندوقچه پیش من نیست چیکار کنم
ا.ت:صند...
دیدگاه ها (۹)

ا.ت:صندو...با صدای تیراندازی خفه شدمویو کوکتو بیمارستان نشست...

تهیونگم از فرصت استفاده کردو صندوقچه رو از هایلی گرفتجین رفت...

رفتم جلوشو هولش دادم عقبا.ت:کافیه *دادجین:ا.ت دخالت نکن ا.ت:...

داشتم برمیگشتم که با صداش متوقف شدم جیمین:لطفا ا.ت نجاتم بده...

دو رقیب عشقیپارت ۲«ا/ت ویو»ا/ت: میدونم تهیونگ ببخشید...میشه ...

love Between the Tides²⁶رفتم سوار ماشین شدم تهیونگ: دو ساعت ...

فیک مافیای سیاه من part 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط