۲ستاره و ۳ ماه
۲ستاره و ۳ ماه
پارت۳۲
روز بعد شد رفتن مدرسه هیچ اتفاقی نیفتاد و برگشتن خونه
آنیا:سلام ما اومدیم
یور:سلام آنیا و آیسا لوید ناهار رو درست کرد و رفت(ماموریت)[از اونجایی که دستپختم خیلی افتضاحه😭]
و منم امروز با ملیندا ساعت ۶ و نیم میرم کمی خرید کنم شما هم باهام میاین؟
آیسا:نه مامان من ترجیح میدم امروز خونه باشم خیلی خستم
یور:باشه آنیا تو چی
آنیا: انیا خرید دوست داره حتما میام
یور: باشه عزیزم راستی ملیندا گفت دامیانم میاره
آنیا[هه هه نقشه ی B]آها باشه
انیا رفت که به بکی زنگ بزنه
آنیا:سلام بکی امروز با مامانم و مامان پسر دوم و خود پسر دوم میریم خرید
میخوام بدونم چطوری با پسر دوم دوست بشم
بکی:چییییییی؟همین الان خودمو میرسونم
کوتاهه 🗿ولی پارت بعدو الان میزارم
پارت۳۲
روز بعد شد رفتن مدرسه هیچ اتفاقی نیفتاد و برگشتن خونه
آنیا:سلام ما اومدیم
یور:سلام آنیا و آیسا لوید ناهار رو درست کرد و رفت(ماموریت)[از اونجایی که دستپختم خیلی افتضاحه😭]
و منم امروز با ملیندا ساعت ۶ و نیم میرم کمی خرید کنم شما هم باهام میاین؟
آیسا:نه مامان من ترجیح میدم امروز خونه باشم خیلی خستم
یور:باشه آنیا تو چی
آنیا: انیا خرید دوست داره حتما میام
یور: باشه عزیزم راستی ملیندا گفت دامیانم میاره
آنیا[هه هه نقشه ی B]آها باشه
انیا رفت که به بکی زنگ بزنه
آنیا:سلام بکی امروز با مامانم و مامان پسر دوم و خود پسر دوم میریم خرید
میخوام بدونم چطوری با پسر دوم دوست بشم
بکی:چییییییی؟همین الان خودمو میرسونم
کوتاهه 🗿ولی پارت بعدو الان میزارم
- ۵۱۷
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط