داشتم تصورت میکردم

داشتم تصورت میکردم
ساده
آرام
زیبا
با همان لباس آبی فیروزه ای ات

با همان دامن بلند گل دار
با اولین لبخندی که زدم

دیدم خدا کنارم نشسته و

دست هایش را زیر چانه اش زده!

نگاهم کرد و گفت... زیباست ها!؟....❤ ️
😙 😙 😙 😙 😙 😗 😗 😗 😚 😚 😍 😍 😍 😘 😘 😘 😘
دیدگاه ها (۱)

دردت توی تنمفدای دل تنگ تودلم بد تنگ براتلعنت به هرچی فاصله ...

سراشیبی دیدارت نزدیک شدهقلبم واسه دیدنت بدجوری نبض میزنه سلا...

سلام فرشته مهربونم سلام ناجی منسلام عشق پاک منسلام دلیل نفس ...

دنیای مندلم برای خنده هات بددددد تنگ شدهلعنت به هرچی فاصله ه...

پارت آخر

برده عمارت جئون

پارت سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط