love or friend

love or friend
part47

رفتم طبقه نهم پیش ساران
ا/ت: ساران جون قبول شدم
ساران: واقعا افرین
ا/ت: 😆به رئیس گفتم بیام پیش تو قبول کرد
ساران: مهربون شده رئیس چه شناسی داری بیا اینم میز و صندلیت
ا/ت: وایی خیلی خوشگله باورم نمیشه

شب
همه رفته بودن من تنها بودم که تهیونگ اومد
تهیونگ: هنوز داری کار میکنی؟
ا/ت: اره کسی نیست؟
تهیونگ: نه همه رفتن توهم ول کن بیا بریم خونه
ا/ت: تو چرا موندی
تهیونگ: منم یکم کار داشتم فک کردم رفتی بریم دیگه
ا/ت: باشه بریم
رفتیم پارکینگ
تهیونگ: سوار شو
خواستم سوار شم
ساران: ا/ت؟
ا/ت: تو اینجا چیکار میکنی؟
ساران: کیفمو بالا جا گذاشتم تو میخوای با اقای کیم بری
تهیونگ:خونه هامون تقریبا نزدیک همه من میرسونمش
ساران: اها
تهیونگ: خانم پارک بریم
ا/ت: باشه بنظرت فهمید؟
تهیونگ: نه نفهمید
رفتیم
ا/ت: چرا وایسادی؟
تهیونگ:بابا مامانم بیرون خونه منتظرن بیا جوری رفتار کنیم که انگار ندیدیمشون
ا/ت: باشه
تهیونگ پیاده شد درو برام باز کرد دستمو گرفت
تهیونگ: بخند
یه لبخندی زدم
یونا: اومدن سلام
تهیونگ: مامان شما اینجا چیکار میکنید بیاید داخل
پ: کجا بودید؟
ا/ت:رفته بودیم شام بخوریم
یونا: اها

#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۳)

love or friend

love or friend part49رفتم نگاه کردم ا/ت روی زمین بود سریع رف...

love or friend part46تهیونگ: چرا جیهو؟ منشی: چون جیهو کاراشو...

love or friend part45سه روز بعدامروز تعطیل بود خونه بودم که ...

پارت حذف شده

love Between the Tides⁷⁴تهیونگ: اومدمدوهی: سلام داییتهیونگ: ...

love Between the Tides⁷¹یک ساعت بعدچشمانم را باز کردم دیدم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط