ا‌ت : حالا برو بیرون میخوام لباس بپوشم

ا‌ت : حالا برو بیرون میخوام لباس بپوشم
جونگ کوک: نکنه یادت رفته من شوهرتم
ا‌ت: میری بیرون یا نه ببین اگر شوهرمم باشی باید بدونی من نمیخوام کسی بدنمون ببینه
جونگ کوک: در کل نمیرم
ا.ت: باشه نرو میرم تو حموم عوض میکنم
لباسی که قرار بود بپوشم و برداشتم رفتم تو حمام لباس و عوض کردم اومدم بیرون
جونگ کوک: احیانا نباید شب عروسی.....
ا.ت: نه نه نههههههه
جونگ کوک: چرا می‌ترسی
ا.ت: ول کن عه با من اگر بخوای انجام بدی گوش هات به فاخ میره چون جیغ میزنم حالا هم برو تو اتاق خودت
جونگ کوک: باشه
ا.ت: آخی نزدیک بودا
گرفتم خوابیدم
دیدگاه ها (۲)

ا‌ت ویو فردا صبحیکی داشت موهامو می‌کشیدچشامو باز کردم که دید...

جونگ کوک ویودیدم ا.ت داره با یکی حرف میزنه رفتم بالا سرش که ...

روز عروسی ا.ت ویومیکاپم تموم شد رفتم لباس عروس و پوشیدم که د...

فردا صبح الی: ااا..تتت پاشو میخوایم بریم لباس بخریما.ت: هوم ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

وقتی باهاش..... درخواستی

Part 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط