حکایت وصل مهدی عج

حکایت وصل مهدی عج

✍ مرحوم آیت الله سید محمد باقر مجتهد سیستانی، پدر آیت الله العظمی حاج سید علی سیستانی، دامت برکاته، در مشهد مقدّس، برای آن که به محضر امام زمان (عج) شرفیاب شود، ختم زیارت عاشورا را چهل جمعه، هر هفته در مسجدی از مساجد شهر آغاز می کند.

ایشان می فرمود: «در یکی از جمعه های آخر، ناگهان، شعاع نوری را مشاهده کردم که از خانه ای نزدیک به آن مسجدی که من در آن مشغول به زیارت عاشورا بودم، می تابید. حال عجیبی به من دست داد و از جای برخاستم و به دنبال آن نور، به در آن خانه رفتم. خانه کوچک و فقیرانه ای بود که از درون آن، نور عجیبی می تابید.
در زدم. وقتی در را باز کردند، مشاهده کردم که حضرت ولی عصر امام زمان (عج)، در یکی از اتاق های آن خانه، تشریف دارند و در آن اتاق، جنازه ای را مشاهده کردم که پارچه ای سفید روی آن کشیده بودند.

وقتی که من وارد شدم و اشک ریزان سلام کردم، حضرت، به من فرمودند: «چرا این گونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید (اشاره به آن جنازه کردند) تا من به دنبال شما بیایم.» بعد فرمود: «این، بانویی است که در دوره بی حجابی (دوران رضا خان پهلوی)، هفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرم او را ببیند!»

📗 شیفتگان حضرت مهدی عج، ج۳، ص۱۵۸
✍ ️ احمد قاضی زاهدی گلپایگانی
دیدگاه ها (۲)

⚫️ تأسف در عالم برزخ به خاطر مداومت نداشتن بر زيارت عاشورا🟢 ...

ویدئوکلیپ؛ تشرف معاون اول رئیس‌جمهور به حرم بانوی کرامت و ادای احترام به علما و شهدا

❤در دل تاریکی سرداب سامرا، صدای مناجات امام زمان (عج) شنیده ...

آیت الله ناصری نقل می کردند :که در نوجوانی روزی در نجف از فر...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت دوم :نکته این است که نفرمودند: ز...

السلام علی المهدی عج

.🔸اهل نماز جمعه و تارِک نماز جمعه، مانند هم نیستند🔸🔹آیت الله...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :رفتن بر سر قبور و یا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط