سناریوی شماره

{سناریوی شماره ۷ }
|| پارت پنجم ||
نام سناریوی:
《شوخی مرگبار 》


صحنه ۴: سالن مشترک خوابگاه - لحظاتی بعد

*/باکوگو با قدم‌های سنگین و انفجاری وارد سالن خالی مشترک می‌شود. چشمانش با خشم می‌گردد. روی میز وسط، یک نامه رنگارنگ با خط درشت توجهش را جلب می‌کند. با عصبانیت آن را برمی‌دارد و می‌خواند. چهره‌اش هر لحظه سرخ‌تر و خشمگین‌تر می‌شود. رگ‌های گردنش باد می‌کند. نامه را با یک حرکت آنی مچاله می‌کند و با یک انفجار کوچک در مشتش، به تلی از خاکستر تبدیل می‌کند!/*

باکوگو (فریاد می‌زند، صدایش در سالن خالی می‌پیچد):
عوضی‌های فراری! گم‌شین برین تفریح! ولی وقتی برگردین... (مکثی مرگبار) ...همتون رو زنده‌زنده کباب می‌کنم!!!

ادامه رو نوشتم پس شرایت ادامه برای امروز
۱۰ تا لایک
۲۰ تا کامنت 😌
دیدگاه ها (۲۹)

{سناریوی شماره ۷ } || پارت ششم || نام سناریوی:《شوخی مرگ با...

سناریوی شماره ۷ } || پارت هفتم || نام سناریوی:《شوخی مرگبار...

حوصلم سر رفته بود اینو نوشتم

خودم درست کردم ...حق نمیگم وژدانن ؟؟؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط