دو قدم پیش بیا! ای قدمت

دو قدم پیش بیا! ای قدمت
بر سر چشم!
دو قدم تا که تو را تنگ
بگیرم به برم!
تو به اندازه هر یک
قدمم آتشی و
من به اندازه هر یک نفست
شعله ورم!
دیدگاه ها (۱)

من تو را به خلوتِ خداییِ خیال خود"بهترینِ بهترینِ من" خطاب م...

ماهکوچک‌تر از آن است،که چراغِ دلم راروشن کند..تنها یک شمعِ ن...

بُگذار...من بیشتر دوستت بِدارَمبیشتر عاشقَت باشمبیشتر بخواهَ...

آدمی گاهی به نقطه‌ای می‌رسدکه دیگر درد ندارد، اندوه نداردهول...

بیا...ای خسته خاطر دوست!ای مانند مندلکنده و غمگین...من اینجا...

شوق دیدار توسر رفت زِپیمانه ی ماکِی قدم می نهیای شاه به ویرا...

ورژن انگلیسی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط