مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت
مافیای قدرتمند من فصل دوم پارت 24
ادمین. تهیونگ و افرادش به انبار شون تو نزدیکی سئول رفتن و وقتی رسیدن ونجا اسلحه هاشونو مسلح کردن و به طرف انبار رفتن تهکوک همزمان با هم به در لگد زدن که در باز شد همه گارد گرفته و مسلخ بودن اما وقتی وارد انبار شدن همیچ چیزی نبود ون انبار شلوغ و پر لز مهمات. جوری خالی شده بود که انگار یه انبار متروکه است........
تهیونگ. یعنی چی اینجا چه خبره چرا هیچ کس اینجا نیست؟
(همین که همه وارد انبار شدن یهو در از پشت بسته شد)
جونگ کوک. این یه تله است
تهیونگ. میکشمت سوجونگ (زیر لب
سوجونگ. به به ببین کی اینجاس اولین مافیای قدرتمند در سراسر اسیا شرقی کیم تهیونگ (صدای بلند و راسا و از بالای سکوی انبار این و گفت و یه عده هم دورش بودن
سوجونگ. خوب افتادی با پای خودت افتادی تو تله کیم تهیونگ (پوزخند
سوجونگ. البته از ون رفیق شفیقتم دل خوشی ندارم اسمش چی بود اها جئون جونگ کوک (دستشو روی زخم صورتش که از پیشدنی تا نزدیک چونه اش امتداد داشت کشید
جونگ کوک. اتفاقا خیلیم بت میاد قیافه زشتتو زشت تر کرده (پوزخند
تهیونگ. ون طرف صورتتو خودم با چاقو نقاشی میکنم سوجونگ (داد
سوجونگ. ووو که این طور اگه تونستی بهم برسی حتما ولی اگه نتونستی ون صورتت و با دَتای خودم به فنا میدم کیم تهیونگ با توام هستم رفیق شفیق
تهیونگ. (پوزخند تمسخر آمیزی زد
سوجونگ. همشونو بکشین به جز ون دوتا ونا مال خودمن
( ده ها نفر از بالای سکو ومدن پایین همه ونا مسلح بودن و روبه روی تهیونگ و افرادش ایستادن)
تهیونگ. ههه همش همین؟ (پوزخند
سوجونگ. کمته هیبی نداره کن بود بازم میفرستم پایین خیالت تختت (پوزخند
تهیونگ. ههه ون قدر جرعت نداری که خودت بیای پایین باهام بجنگی عین موش تو سوراخت قایم شدی این حیف نونا رو فرستادی؟ (پوزخند
سوجونگ (عصبی به تهیونگ نگاه کرد و زیر لب گفت ( خواهیم دید
( ادمین. در گیری بزرگی بین دو مافیا به وجود ومد و هر کی هر چقدر میتونست با اسلحه یا کاراته از خودش مراقبت میکرد و طرف مقابلشو میکشت که در این مورد گروه سوجونگ بهتر عمل میکردن و تقریبا نصف افراد تهیونگ و کشتن و ا/ت و سوریا هم مثل بقیه مجبور به مبارزه بودن اینجا یا میکشتن یا میمردن.........
ادامه دارد.......
ادمین. تهیونگ و افرادش به انبار شون تو نزدیکی سئول رفتن و وقتی رسیدن ونجا اسلحه هاشونو مسلح کردن و به طرف انبار رفتن تهکوک همزمان با هم به در لگد زدن که در باز شد همه گارد گرفته و مسلخ بودن اما وقتی وارد انبار شدن همیچ چیزی نبود ون انبار شلوغ و پر لز مهمات. جوری خالی شده بود که انگار یه انبار متروکه است........
تهیونگ. یعنی چی اینجا چه خبره چرا هیچ کس اینجا نیست؟
(همین که همه وارد انبار شدن یهو در از پشت بسته شد)
جونگ کوک. این یه تله است
تهیونگ. میکشمت سوجونگ (زیر لب
سوجونگ. به به ببین کی اینجاس اولین مافیای قدرتمند در سراسر اسیا شرقی کیم تهیونگ (صدای بلند و راسا و از بالای سکوی انبار این و گفت و یه عده هم دورش بودن
سوجونگ. خوب افتادی با پای خودت افتادی تو تله کیم تهیونگ (پوزخند
سوجونگ. البته از ون رفیق شفیقتم دل خوشی ندارم اسمش چی بود اها جئون جونگ کوک (دستشو روی زخم صورتش که از پیشدنی تا نزدیک چونه اش امتداد داشت کشید
جونگ کوک. اتفاقا خیلیم بت میاد قیافه زشتتو زشت تر کرده (پوزخند
تهیونگ. ون طرف صورتتو خودم با چاقو نقاشی میکنم سوجونگ (داد
سوجونگ. ووو که این طور اگه تونستی بهم برسی حتما ولی اگه نتونستی ون صورتت و با دَتای خودم به فنا میدم کیم تهیونگ با توام هستم رفیق شفیق
تهیونگ. (پوزخند تمسخر آمیزی زد
سوجونگ. همشونو بکشین به جز ون دوتا ونا مال خودمن
( ده ها نفر از بالای سکو ومدن پایین همه ونا مسلح بودن و روبه روی تهیونگ و افرادش ایستادن)
تهیونگ. ههه همش همین؟ (پوزخند
سوجونگ. کمته هیبی نداره کن بود بازم میفرستم پایین خیالت تختت (پوزخند
تهیونگ. ههه ون قدر جرعت نداری که خودت بیای پایین باهام بجنگی عین موش تو سوراخت قایم شدی این حیف نونا رو فرستادی؟ (پوزخند
سوجونگ (عصبی به تهیونگ نگاه کرد و زیر لب گفت ( خواهیم دید
( ادمین. در گیری بزرگی بین دو مافیا به وجود ومد و هر کی هر چقدر میتونست با اسلحه یا کاراته از خودش مراقبت میکرد و طرف مقابلشو میکشت که در این مورد گروه سوجونگ بهتر عمل میکردن و تقریبا نصف افراد تهیونگ و کشتن و ا/ت و سوریا هم مثل بقیه مجبور به مبارزه بودن اینجا یا میکشتن یا میمردن.........
ادامه دارد.......
- ۶.۸k
- ۱۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط