ادامه پارت قبل
ادامه پارت قبل
ریخت سپس آن لیوان را در اختیارش گرفت و درست سمته صورت الکس گرفت
بعد از ریختن آن آب رو صورت ظریف الکس .. دخترک از خواب پرید و تند تند نفس کشید حس یخ زدن بدنش بهش دست میداد زود سمته تهیونگ نگاه کرد ... تهیونگ بلافاصله با بیاهمیتی سمته صندلی روبه رو تخت رفت و رویش نشست
الکس : ت..تهیونگ !
تنها کافی بود اسم اش را بلند بگویید تا تهیونگ نجوا کنه
تهیونگ: خفشو ترو نیاوردم اینجا که اسمم رو صدا کنی
الکس گیچ بود به شدت برای آن دارو . .. ( چی ... صبر کن ببینم)
متوجه این نشده بود که تهیونگ او را دزدیده بود
الکس : کیم .. میدونی چیکار کردی تو .. منو دزد...
تهیونگ مانع حرفش شد ...تهیونگ: کافیه خفشو ... تو کاری که گفتم رو انجام دادی
ریخت سپس آن لیوان را در اختیارش گرفت و درست سمته صورت الکس گرفت
بعد از ریختن آن آب رو صورت ظریف الکس .. دخترک از خواب پرید و تند تند نفس کشید حس یخ زدن بدنش بهش دست میداد زود سمته تهیونگ نگاه کرد ... تهیونگ بلافاصله با بیاهمیتی سمته صندلی روبه رو تخت رفت و رویش نشست
الکس : ت..تهیونگ !
تنها کافی بود اسم اش را بلند بگویید تا تهیونگ نجوا کنه
تهیونگ: خفشو ترو نیاوردم اینجا که اسمم رو صدا کنی
الکس گیچ بود به شدت برای آن دارو . .. ( چی ... صبر کن ببینم)
متوجه این نشده بود که تهیونگ او را دزدیده بود
الکس : کیم .. میدونی چیکار کردی تو .. منو دزد...
تهیونگ مانع حرفش شد ...تهیونگ: کافیه خفشو ... تو کاری که گفتم رو انجام دادی
- ۱۶.۰k
- ۰۷ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط