دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را

دیگر به یک دنیا نخواهم داد جایت را
من دوست دارم زندگی با دست‌هایت را

از بی‌قراری‌های قلب من خبر دارد
بادی که می‌دزدد برای من صدایت را

روی زمین بودی و من در ماه دنبالت
باید ببخشی شاعر سر به هوایت را

تسخیر تو سخت است آنقدری که انگاری
در مشت خود جا داده باشم بی‌نهایت را

زود است حالا روی پاهای خودم باشم
از دست‌های من نگیری دست‌هایت را

هرکس تورا گم کرد دنبال تو در من گشت
انگار می‌بینند در من رد پایت را

بگذار تا دنیا بفهمد مال من هستی
گنجشک‌ها خانه به خانه ماجرایت را

وقتی پُر است از خاطراتت شعرهای من
باید بنوشی با خیال تخت چایت را
دیدگاه ها (۵)

نـگاهت قلبمو برده هنوزم پس نیاوردهدلم بی تاب چشماته بیا تا ک...

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این کلبه ویرانه ندار...

زائری بارانی ام،آقا، به دادم می رسی؟ بی پناهم،خسته ام،تنها،...

باران که می گیرد به هم می ریزد اعصابم تقصیر باران نیست...می ...

دنیا برایش متوقف شد.لب‌هایش لرزید.— «نه...»صدایش شکست.— «نه،...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 1✦.....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط