ادامه پارت
ادامه پارت 11
جونگکوک : میخواهی باهات بیام
ویوا : نه لازم نیست
بعد از این حرف کیفش رو برداشت و بلند شد... چند قدمی از اونا فاصله گرفت با شنیدن صدای ههرا شر جاش ایستا
هه را : دختره خیلی دهاتی استایل شو نگاه مگه برای همچین جای اینو میپوشن
جیوون : راستش من موندم جونگکوکی که اون همه دختر سکسی کنارش بودن چطوری قبول کرده با همچین دختری ازدواج کنه حتا بلند نیست مشروب بخوره
توی همون لحظه جونگکوک لیوان مشروبش رو با عصبانیت به میز کوبید
جونگکوک : جیوون دهن ببدن تا دندون هات نریختم توی حلقت
جیوون : باش بابا مگه چی گفتیم ... درضمن اگه رفتار و استایلشو اخلاقشو تعقیر بده خیلی هم سکسی میش....
حرفش تموم نشده بود که مشت قوی جونگکوک حواله صورتش شد
قفسه سینه اش از عصبانیت به شدت بالای و پایین میشد الانم خیلی جلوی خودش رو گرفته بود تا فک اون پسر به اصطلاح دوستش رو نیاره پایین یقه پیراهنش رو گرفت و توی صورتش غرید
جونگکوک : اگه یه دفعه...فقد یه دفعه دیگه حتا اسم زن من از دهنت بگذره با دستای خودش چالت میکنم...میدونی که میتونم
جیوون که از ترس به خودش میلرزید با لکنت گفت
جیوون : باش..باشه ولم کن
جونگکوک محکم دستش رو از یقه اون جدا کرد که باعث شد دوباره روی مبل پرت بشه
......
توی اینه روشویی به انعکاس خودش خیره بود نگاه گذرایی به لباس مدل مو و آراشش انداخت خیلی ساده و کاملا پوشیده بودن
/ خیلی احمقی ویوا چرا کسی که دختر های سکسی مثل هه را که کنارش بودن بخواد به من نگاه کنه خیلی احمقی.. خیلی/
سنگینی بدی توی گلوش احساس ....... ادامه دارد
حتماً با خودتون میگی این دیگه کیه که یهویی پیداش میشه و بعدم یهویی غیب میشه خوب منم اینطوریم به معمای حل نشده ام اما فکر کنم شما به زودی عادت کنید خلاصه که ممنون بخاطر حمایت تون
بوس به همه تون
جونگکوک : میخواهی باهات بیام
ویوا : نه لازم نیست
بعد از این حرف کیفش رو برداشت و بلند شد... چند قدمی از اونا فاصله گرفت با شنیدن صدای ههرا شر جاش ایستا
هه را : دختره خیلی دهاتی استایل شو نگاه مگه برای همچین جای اینو میپوشن
جیوون : راستش من موندم جونگکوکی که اون همه دختر سکسی کنارش بودن چطوری قبول کرده با همچین دختری ازدواج کنه حتا بلند نیست مشروب بخوره
توی همون لحظه جونگکوک لیوان مشروبش رو با عصبانیت به میز کوبید
جونگکوک : جیوون دهن ببدن تا دندون هات نریختم توی حلقت
جیوون : باش بابا مگه چی گفتیم ... درضمن اگه رفتار و استایلشو اخلاقشو تعقیر بده خیلی هم سکسی میش....
حرفش تموم نشده بود که مشت قوی جونگکوک حواله صورتش شد
قفسه سینه اش از عصبانیت به شدت بالای و پایین میشد الانم خیلی جلوی خودش رو گرفته بود تا فک اون پسر به اصطلاح دوستش رو نیاره پایین یقه پیراهنش رو گرفت و توی صورتش غرید
جونگکوک : اگه یه دفعه...فقد یه دفعه دیگه حتا اسم زن من از دهنت بگذره با دستای خودش چالت میکنم...میدونی که میتونم
جیوون که از ترس به خودش میلرزید با لکنت گفت
جیوون : باش..باشه ولم کن
جونگکوک محکم دستش رو از یقه اون جدا کرد که باعث شد دوباره روی مبل پرت بشه
......
توی اینه روشویی به انعکاس خودش خیره بود نگاه گذرایی به لباس مدل مو و آراشش انداخت خیلی ساده و کاملا پوشیده بودن
/ خیلی احمقی ویوا چرا کسی که دختر های سکسی مثل هه را که کنارش بودن بخواد به من نگاه کنه خیلی احمقی.. خیلی/
سنگینی بدی توی گلوش احساس ....... ادامه دارد
حتماً با خودتون میگی این دیگه کیه که یهویی پیداش میشه و بعدم یهویی غیب میشه خوب منم اینطوریم به معمای حل نشده ام اما فکر کنم شما به زودی عادت کنید خلاصه که ممنون بخاطر حمایت تون
بوس به همه تون
- ۲۴.۹k
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط