تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خسته ام

تو از چشمای من خوندی که از این زندگی خسته ام
کنارت اونقدر آرومم که از مرگ هم نمیترسم

تنم سرده ولی انگار
تو دستای تو آتیشه
خودت پلکامو میبندی

و این قصه تموم میشه ...
دیدگاه ها (۲)

چتر ها را باید بست..زیر باران باید رفت..

هنوز منتظرموسط یک شب بارانیکه از شدت تب عرق کرده امبیدارم کن...

https://wisgoon.com/sayeh_ghasedakرفیق جانم تو شیرین ترین ات...

چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p2--روزا دارن هی سخت تر می...

#سناریو_درخواستی وقتی تو رو موقع گیتار زدن می‌بینهنامجون: بع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط