سبز صورتی

سبز صورتی
پارت ۱

از زبان آنیا

سلام من آنیا فورجر هستم و ۱۸سالمه و
آموزشگاه آدن درس می خونم
واز دامیان دزموند متنفرم
چون وقتی ۶سالم بود اون ازم پرسید

دامیان: شغله بابای تو چیه اگر خیلی خوب باشه می‌زارم دوستم شی

ذهن آنیا:برای مأموریت بابایی باید باهاش دوست شم

آنیا:پدر من یه جا.... یه روانپزشکه
دامیان:هه این که چیز خاصی نیست
آنیا:آنیا می خواد بیاد خونتون بازی کنه
نویسنده: دوستان حال ندارم که همه داستان رو توضیح بدم
بعد دامیان هی آنیا رو اذیت می کرد و آنیا یک مشت زد تو صورتش

از زبان دامیان

سلام من دامیان دزموند هستم ۱۹سالمه
وتو آموزشگاه آدن درس می خوانم
و آنیا فورجر رو دوست دارم
وقتی که 6سالم بود ازش ‌پرسیدم که شغله بابات چیه
نویسنده حال ندارم که همه داستان رو توضیح بدم

صبح

آنیا سوار اتوبوس میشه

بکی:سلاااامممممممممممم آنیا جونم
آنیا: سلام بکی
بکی:می‌دونستی که اگه امتحان رو رتبه اول رو بگیری استلا می گیری
آنیا:واقعا
بکی:آره
دامیان داشت میومد که داشت نزدیکه آنیا و بکی
ذهن دامیان:ای دامیان احمق مگه نمی خواستی با آنیا دو ست شی


دوستان دیگه خسته شدم یه یک ساعت دیگه دوباره شروع می کنم تو کامنتا بگید که خوبه یانه
دیدگاه ها (۱۹)

سبز صورتیپارت ۲همه رفتند سر کلاسبه ریش بزیه اومد همون هنری ه...

سبز صورتیپارت ۳دامیان: آنیا تو برو اتاق من یه چند دقیقه دیگه...

کدوم برای رمان ؟

کدوم برای رمان؟

ماموریت 007 صورتی پارت 3

ازدواج با توپارت ششم 6ذهن آنیااز اون ماجرا 6 ماه گذشته باورم...

ستاره دنباله دار پارت:۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط