طرف تعریف میکرد که

طرف تعریف میکرد که
بابام از تو حموم داد زد: درجه آبگرمکن رو زیاد کنین.
مادرم گفت باشه
همینطوری که دراز کشیده بود، دو دقه بعد پرسید خوب شد؟
بابام هم گفت آره ممنون
دیدگاه ها (۱)

part41نیلا وارد خونه شد و به طرف اشپز خونه رفت در یخچال رو ب...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

نام سناریو: از اجبار تا علاقه پارت: ششاون خانم: پس تو میلنی،...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁸ویو: ات۱۰ دقیقه بعد...دوشم رو گر...

part 37نامجون آروم بهش کمک کرد دراز بکشه و پتو رو روش مرتب ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط