به مادر قول داده بود بر میگردد...

به مادر قول داده بود بر میگردد...
چشم مادر که به استخوان های بی جمجمه افتاد,
لبخند تلخی زد و گفت:
بچه ام سرش می رفت اما قولش نمی رفت...!!!
#عشق.یعنی.یه.شهید.بالب.تشنه.زیر.خاک
#اللّهمـ-عجلــ-لولیکــ-الفرج...
#یا_مهدی_ادرکنی
#یا_مهدی_ادرکنی
#یا_مهدی_ادرکنی
#شیعه
#انسانیت
#من_یمنی_ام
#مسلمان
#اللّهمـ-عجلــ-لولیکــ-الفرج...
#یا_مهدی_ادرکنی
#یا_مهدی_ادرکنی
#یا_مهدی_ادرکنی
#شیعه
#انسانیت
#من_یمنی_ام
#مسلمان
دیدگاه ها (۵)

می دونید چه وقتی این عکس قشنگ تر میشه...؟!!رفته بود عکاسی، ع...

جلوه گل عندلیبان را غزلخوان می کند / نام مهدی صد هزاران درد ...

ثمره بیست سال مجاهدت ...!! برق نداشتیم و علی با فانوس درس می...

از خون جوانان وطن لاله دمیده...سرداران شهید:خرازی٬باکری٬همت٬...

شهید گمنام ...

Love in the Multiverse⏳️🪬Part²⁹ساعت حوالی عصر بود که اولین م...

ات در حالی که آستین های هودی را بالا میزد بدون در زدن با شتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط