P
P5🐣
-میا گرسنه نیستی؟
&نه زیاد تو مدرسه یه چیزای خوردم
-چی خوردی ؟
&کیک و شیر
-همین؟
&اوم اما گشنم نیست
-چرا گشنته برو یه دوش بگیر منم غذارو گرم میکنم
&نمیخواد داداش شما صبح زود پاشدین یکم استراحت کنین من خودم میام گرم میکنم
- مطمئنی؟
&اره
-باشه پس من میرم بالا یکم دراز بکشم
&ناهار میخوری؟
-اره صدا م کن
& باشه پس منم میرم دوش بگیرم
-برو
میا« رفتم بالا یه دوش آب گرم گرفتم اومدم بیرون لباس پوشیدم یکمی به پوستم رسیدم چونکه حوصله ی خشک کردن موهام رو نداشتم پیچیدمشون دور یه حوله و رفتم پایین غذارو گرم کردم میزو چیدم بعد رفتم داداشمو صدا کنم چند بار در اتاقش رو زدم دیدم جواب نداد رفتم تو دیدم مثل یه گربه کوچولو و کیوت خواییده بود نشستم کنارش و آروم صداش کردم
& داداش.....داداشی جونم
-برو بیرون{داد و خوابالو}
&داداش منما
-برو بیرو....عه نیا تویی ببخشید نفهمیدم فکر کردم دارم خواب میبینم
& اشکالی نداره بلند شو بیا پایین ناهار آماد ست
-باشه {بلند میشه و با میا میرن پایین}
&بیا بشین
-موهاتو خشک نکردی؟
&نه
-چرا الان سرما میخوری
&حوصله نداشتم حالا بعدا خشک میکنم
-باشه پس{میشینه}
&{اونم میشینه}
-راستی میا چند دقیقه پیش نامجون زنگ زد گیر داده که بریم اونجا بعد ناهار یه سر بریم؟
& باشه حالا که اصرار میکنه بریم دیگه
-مرسی
&وای خیلی حس خوبیه که فردا تعطیله
-تو که مدرسه رو دوست داری
&نه من مدرسه رو دوست ندارم فقط رو درسم زیاد تمرکز میکنم
-اهان فکر میکردم دوست داری
&نه
-خیلی خوب تموم شد تو برو آماده شو منم اینارو جمع کنم
&باشه
یونگی«بعد از جمع کردن میز چونکه من لباسامو عوض نکرده بودم مستقیم رفتم اتاق میا اول در زدم بعدش رفتم تو که دیدم لباساشو پوشیده و داره آرایش میکنه
-خوشگلم؟
&عه اومدین داداش
-داری آرایش میکنی؟
& آرایش که نه یه دستی به صورتم میکشم که بی روح بنظر نرسم
-ببینمت{برش گردوند سمت خودش}
-خیلیم خوبی فقط یه چیزی کمه
&چی
-{یه لیپ گلاس ملایم برداشت و با دقت زد به لباش} آهان حالا شدی پرنسس خودم
&وای داداش این چیه آخه خیلی کم رنگه
-نه خیلیم خوبه
&هوف باشه
-حاضری؟
&نه هنوز موهامو خشک نکردم
-عه چرا اونارو ندیدم دختر دیره بشین خودم خشک میکنم
&نمیخواد
-بشین عه{نشونتش رو صندلی و سشوارو روشن کرد و با ملایمت موهاشو خشک کرد}
-خوب تموم شد
&مرسی وایسا یکمم ژل بزنم آهان
-خوب تموم شدی؟
&داداش
-بله
& بنظرت جلوش رو یکم ببافم؟
-نه همینطوری خوبه میا تروخدا زود باش به خدا دیر شد
&خیلی خوب بابا باشه من حاضرم بریم تو منو کشتی
-وای بالاخره بیا بریم
ماشین//
& خیلی دور که نیست؟
-نه چند کوچه بعد از مدرسته
&عه نیمدونستم
-رسیدیم پیاده شو
&باشه{پیاده میشه}
-بیا عزیزم{دستشو میگیره و میرن تو}
&چه عجیب مثل بچیگام دستمو اینجوری گرفتی
-تو هنوزم همون بچه ی هستی که میترسم بخوره زمین و دستشو میگیرم
ادامه دارد...
اسلاید بعدی لباسای میا🦋
-میا گرسنه نیستی؟
&نه زیاد تو مدرسه یه چیزای خوردم
-چی خوردی ؟
&کیک و شیر
-همین؟
&اوم اما گشنم نیست
-چرا گشنته برو یه دوش بگیر منم غذارو گرم میکنم
&نمیخواد داداش شما صبح زود پاشدین یکم استراحت کنین من خودم میام گرم میکنم
- مطمئنی؟
&اره
-باشه پس من میرم بالا یکم دراز بکشم
&ناهار میخوری؟
-اره صدا م کن
& باشه پس منم میرم دوش بگیرم
-برو
میا« رفتم بالا یه دوش آب گرم گرفتم اومدم بیرون لباس پوشیدم یکمی به پوستم رسیدم چونکه حوصله ی خشک کردن موهام رو نداشتم پیچیدمشون دور یه حوله و رفتم پایین غذارو گرم کردم میزو چیدم بعد رفتم داداشمو صدا کنم چند بار در اتاقش رو زدم دیدم جواب نداد رفتم تو دیدم مثل یه گربه کوچولو و کیوت خواییده بود نشستم کنارش و آروم صداش کردم
& داداش.....داداشی جونم
-برو بیرون{داد و خوابالو}
&داداش منما
-برو بیرو....عه نیا تویی ببخشید نفهمیدم فکر کردم دارم خواب میبینم
& اشکالی نداره بلند شو بیا پایین ناهار آماد ست
-باشه {بلند میشه و با میا میرن پایین}
&بیا بشین
-موهاتو خشک نکردی؟
&نه
-چرا الان سرما میخوری
&حوصله نداشتم حالا بعدا خشک میکنم
-باشه پس{میشینه}
&{اونم میشینه}
-راستی میا چند دقیقه پیش نامجون زنگ زد گیر داده که بریم اونجا بعد ناهار یه سر بریم؟
& باشه حالا که اصرار میکنه بریم دیگه
-مرسی
&وای خیلی حس خوبیه که فردا تعطیله
-تو که مدرسه رو دوست داری
&نه من مدرسه رو دوست ندارم فقط رو درسم زیاد تمرکز میکنم
-اهان فکر میکردم دوست داری
&نه
-خیلی خوب تموم شد تو برو آماده شو منم اینارو جمع کنم
&باشه
یونگی«بعد از جمع کردن میز چونکه من لباسامو عوض نکرده بودم مستقیم رفتم اتاق میا اول در زدم بعدش رفتم تو که دیدم لباساشو پوشیده و داره آرایش میکنه
-خوشگلم؟
&عه اومدین داداش
-داری آرایش میکنی؟
& آرایش که نه یه دستی به صورتم میکشم که بی روح بنظر نرسم
-ببینمت{برش گردوند سمت خودش}
-خیلیم خوبی فقط یه چیزی کمه
&چی
-{یه لیپ گلاس ملایم برداشت و با دقت زد به لباش} آهان حالا شدی پرنسس خودم
&وای داداش این چیه آخه خیلی کم رنگه
-نه خیلیم خوبه
&هوف باشه
-حاضری؟
&نه هنوز موهامو خشک نکردم
-عه چرا اونارو ندیدم دختر دیره بشین خودم خشک میکنم
&نمیخواد
-بشین عه{نشونتش رو صندلی و سشوارو روشن کرد و با ملایمت موهاشو خشک کرد}
-خوب تموم شد
&مرسی وایسا یکمم ژل بزنم آهان
-خوب تموم شدی؟
&داداش
-بله
& بنظرت جلوش رو یکم ببافم؟
-نه همینطوری خوبه میا تروخدا زود باش به خدا دیر شد
&خیلی خوب بابا باشه من حاضرم بریم تو منو کشتی
-وای بالاخره بیا بریم
ماشین//
& خیلی دور که نیست؟
-نه چند کوچه بعد از مدرسته
&عه نیمدونستم
-رسیدیم پیاده شو
&باشه{پیاده میشه}
-بیا عزیزم{دستشو میگیره و میرن تو}
&چه عجیب مثل بچیگام دستمو اینجوری گرفتی
-تو هنوزم همون بچه ی هستی که میترسم بخوره زمین و دستشو میگیرم
ادامه دارد...
اسلاید بعدی لباسای میا🦋
- ۲۴.۳k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط