پارت

پارت ۸
زندگی جدید
-باز هم که دیر کردی آکاری.
نزوکو داره به من غر میزنه.
میگم:《تقصیر من نیست که یک شیطان اومده وسط خیابون و هنر نمایی میکنه.》
تانجیرو میگه:《خوب شد خنجر سیاه اونجا بود.》
خوب شد من رفتم بیرون و اون شیطان را کشتم.
خرید ها را روی پیشخوان آشپزخانه میزارم. مامانم میاد و برشون میداره و میگم:《همه چی را که خریدی. ولی دیگه شب نرو بیرون آکاری.》
-قول نمیدم.
میگه:《شب ها خطرناکه.》
-من توی مدرسه آموزش میبینم که شیطان کش بشم بعد میگید خطرناکه؟
آهی میکشه و میگه:《باشه.ولی مراقب خودت باش. 》
--------
فرداش توی آکادمی کیمیتسو زنگ ناهار
-آکاری داری چه کتابی میخونی
نزوکو با کنجکاوی میپرسه.
میگم:《ناتوان.》
(نویسنده :من خودم کتابه را خوندم.از بس خوب بود آکاری هم داره میخونه)
اینوسکه با تمسخر میگه:《داری کتاب ضعیف ها را میخونی؟》
از شدت عصبانیت محکم کتاب را میبندم.
آروم باش .لازم نیست بکشیش.
با خونسدی میگم:《دختره داخل که داخل کتاب هست داره شاهزاده یک کشور را فریب میده تا بتونن یک شورش راه بندازن.》
(نویسنده: آکاری یک عدد اسپویلر هست.نکته : این اسپویل خود کتاب هست.)
اینوسکه یک دفعه خشکش میزنه. سر های تانجیرو ،نزوکو و زنیتسو به سمت من میچرخه و با بهت بهم خیره شده.
-چیه؟میتونید خودتون بخونید و بفهمید.
نزوکو با تعجب میگه:《ولی من فکر میکردم کتاب عاشقانه‌ میخونی.》
-ببین این کتاب هم بزن بزن داره هم بکش بکش داره هم عاشقانه‌ هست هم درامه کلان همهچیه.
هنوز هم با تعجب نگاهم میکنن.
-الان مشکلتون با من چیه؟
تانجیرو میخواست حرفی بزنه که یک دفعه پای بلندگو اسمم را میگن که برم دفتر مدیر.
یادم رفته بود که برم پیش ارباب اوبایشیکی تا گزارش بدم
-بهتره من برم بعدا ،حرف میزنم.

#شیطان_کش #تیغه_شیطان #شیطان‌کش #انیمه_تانجیرو #نزوکو_کامادو #تانجیرو #تانجیرو_کامادو #نزوکو_و_تانجیرو #کیبوتسوجی_موزان #موزان #موزان_کیبوتسوجی #کوکوشیبو #کوکوشیبو_و_یوریچی #رمان_شیطان
دیدگاه ها (۳)

چهار روز دیگه ساعت پنج صبح ما شاهد قسمت بعد خواهیم بود#مدرسه...

بچه ها به فنا رفتمبرای کانال سروشم مجبورم برای پیام ۱کا بزنم...

زندگی جدید پارت ۷ -آفرین خنجر سیاه. نمایش عالی بود. ...

پارت چهارزندگی جدید -نزوکو سریع تر وگرنه دیر می‌رسیم. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط