به دیدارم نمیآیی چرا؟ دلتنگ دیدارم

به دیدارم نمیآیی چرا؟ دلتنگ دیدارم
همین بود اینکه می گفتی وفادارم وفادارم؟
تو آن مجنون که مجنون هم بیابانگرد عشقت شد
من آن لیلی که لیلی نیز حیران مانده در کارم
برای هر طبیبی قصه‌ام را شرح دادم گفت:
چه میخواهی؟ که من خود عاشقم، من خود گرفتارم !
از آن گیسو که در دست رقیبان رایگان می گشت
اگر یک تار مو هم می فروشی، من خریدارم !
زمانی سایه‌ام بر خاک و حالا سایبانم خاک !
مرا در آسمان میجویی و من زیر آوارم
دیدگاه ها (۳۱)

به دیدارم نمی‌آیی چرا؟ دلتنگ دیدارم همین بود اینکه می گفتی ...

از آن گیسو که در دست رقیبان رایگان می‌گشتاگر یک تار مو هم می...

...دلم یک بوسه می‌خواهد از آن‌ها که بغل داردبه شعری ماند و ی...

http://www.iranboom.ir/poshe/seda/khanesh/homa-arjangi/falat...

گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل، زیباست دل گر تو...

نیمه شب آواره و بی حس و حالدر سرم سودای جامی بی زوالپرسه ایی...

نیمه شب آواره وبی حس وحال در سرم سودای جامی بی زوالپرسه ای آ...

نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال پرسه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط