عاشقان حسود پارت
عاشقان حسود پارت ۸
ببخشید دیر شد بالای ۱۰ بار گذاشتم ولی آپلود نمیشد
نامی : اره بهتره بخوابیم منم خوابم میاد
جون. اه : خب من برام فرقی نداره که کنار کی بخوابم میرم لباسم رو عوض میکنم میام شما تصمیم بگیرید
نامی : اوکی پس جونگ اه کنار من میخوابه
جیهوپ : نه بابا اون کنار من میخوابه
ته : نه من زیبا ترین مرد سالم اون کنار من میخوابه
جین : اگه اینطوره منم هندسامم پس اونم کنتر من میخوابه
جیمین : نه من کیوت ترینم اون پیش من میخوابه
کوک : نه خیر من تقریبا با اون همسنم پس اون عاشق من میشه و مال منه پس پیشمن میخوابه
جیهوپ : نه اون پیش من میخوابهههه
* ویو جونگ اه *
رفتم یه هودی که تا بالای زانو هام بود رو پوشیدم و به خاطر اینکه یکم بلند بود یه شلوارک بیشتر نپوشیدم و رفتم پایین که دیدم همه عضا دارن دعوا میکنن بجز شوگا دستش رو گرفتم و بردمش تو اتا که وست راه...
* ویو شوگا *
داشتم با خستگی به دعوای عضا نگاه میکردم که جونگ اه اومد و دستم و گرفت چشمام محو پاهای لاغر و سفیدش شده بود هر لحظه دلم میخواست بدنش رو لمس کنم که وست راه
جونگ اه : ای وایی
شوگا : چیه ؟! چی شده ؟!
جونگ اه : عروسکم رو خونه بهترین دوستم جا گذاشتمممممم من بدون بغل اون خوابم نمیبرههههه
شوگا : ( الان بهترین فرصته شوگاا ارهه )
خب تو بغل من بخواب
جونگ اه : واقعا فک میکردم تو از بغل بدت میاد
شوگا : بستگی داره بغل کی باشه ...
جونگ اه : خب الان میتونیم بخوابیم دیگه
شوگا : اره ...
* فلش بک به پیش عضا *
نامی : من لیدرم و همیشه باید بهترین تصمیم رو بگیرم و بهترین تصمیم اینکه اون پیشمن بخوابه
ته : وایسین ببینم شوگا .... شوگا کجاستتتتتت؟!
کوک : نه وای نکنه ... نه امکان نداره
همه عضا دنبال جونگ اه میگشتن که
نامی : بچه ها اونا تو بغل همننن و موقعی که ما داشتیم دعوا میکردیم اونا تو خواب ناز بودن
کوک : اههه ولش کنین راستی من وقتی اومدم در یکی از اتاقا رو باز کنم قفل بود و کنجکاویم گل کرده فردا یادم بیارید که از جونگ اه بپرسم
عضا : چشم عباس اقا حالا برو بخواب
کوک : باشه بابا
* فلش بک به فردا *
* ویو نامی *
صبح ساعت ۷ با صدای زنگ گوشی بیدار شدم.
پی دی نیم بود
& : الو سلام نامجون شی خوبی ؟!
+ : الو اره ،چیزی شده ؟
& : نه فقط خواستم بگم که فردا میخوایم جونگ اه رو تو یه جشن معرفی کنیم
+ : امم خب باشه
قطع شد
نامی : مرتیکه خر الان زنگ زدی اینک به من بگی میمردی ۲ ساعت دیگه زنگ میزدی ،!
رفتم پایین دیدم که اجوما داره غذا درست میکنه
نامی : اوه سلام خانم
اجوما : اوه بیدار شدی پسرم
نامی : اره... خانم میشه یه سوال بپرسم ؟!
اجوما : حتما پسرم
نامی : جونگ اه تاحالا دوست پسر داشته ؟
اجوما : اره پسرم یه دونه داشته که بعد از خیانت جدا شدن
نامی : واقعا به فرشته ای مثل جونگ اه خیانت شده
اجوما : او پسرمم نکنه تو هم عاشقشی ؟
نامی : ها من ...چیزه ... نه .. نمیدونم شاید ....اره ... وایسا ببینم منم،!
اجوما : اره توهم اون دختر خیلی خوشگل و مهربونه البته تا قبل عصبانیت به خاطر همین خیلی ها بهش پیشنهاد دوستی دادن ولی رد کرده
نامی : خب الان که شما رازم رو میدونید چطور میتونم اونو عاشق خودم کنم؟
اجوما : تا جایی که من میدونم اون میگه یکی رو میخوام که واقعا عاشقم باشه و بهم عشق بورزه میگه نمیخوام دوستیمو تبدیل به عشق کنم چون ممکنه دوتاشو از دست بدم
و این زیاد برام جالب نبود اون میگه من ددی میخوام
همینجور که داشتن صحبت میکردن جیمین و جین و جیهوپ اومدن که ...
بیبی های من منو ببخشید واقعااا
اینترنتم ضعیف بود اپلود نمیشد واقعا ببخشید
میدونم بد شد 🫠
اما ... امیدوارم خوصتون اومده باشه 🥰😇
لایک یادت نره کیوتم پارت جدید رو احتمالا فردا شب بزارم و احتمالا بیشتر از ۱۰ پارت بشه و اره دیگه همین بوس بهتوننن 💋✨️
ببخشید دیر شد بالای ۱۰ بار گذاشتم ولی آپلود نمیشد
نامی : اره بهتره بخوابیم منم خوابم میاد
جون. اه : خب من برام فرقی نداره که کنار کی بخوابم میرم لباسم رو عوض میکنم میام شما تصمیم بگیرید
نامی : اوکی پس جونگ اه کنار من میخوابه
جیهوپ : نه بابا اون کنار من میخوابه
ته : نه من زیبا ترین مرد سالم اون کنار من میخوابه
جین : اگه اینطوره منم هندسامم پس اونم کنتر من میخوابه
جیمین : نه من کیوت ترینم اون پیش من میخوابه
کوک : نه خیر من تقریبا با اون همسنم پس اون عاشق من میشه و مال منه پس پیشمن میخوابه
جیهوپ : نه اون پیش من میخوابهههه
* ویو جونگ اه *
رفتم یه هودی که تا بالای زانو هام بود رو پوشیدم و به خاطر اینکه یکم بلند بود یه شلوارک بیشتر نپوشیدم و رفتم پایین که دیدم همه عضا دارن دعوا میکنن بجز شوگا دستش رو گرفتم و بردمش تو اتا که وست راه...
* ویو شوگا *
داشتم با خستگی به دعوای عضا نگاه میکردم که جونگ اه اومد و دستم و گرفت چشمام محو پاهای لاغر و سفیدش شده بود هر لحظه دلم میخواست بدنش رو لمس کنم که وست راه
جونگ اه : ای وایی
شوگا : چیه ؟! چی شده ؟!
جونگ اه : عروسکم رو خونه بهترین دوستم جا گذاشتمممممم من بدون بغل اون خوابم نمیبرههههه
شوگا : ( الان بهترین فرصته شوگاا ارهه )
خب تو بغل من بخواب
جونگ اه : واقعا فک میکردم تو از بغل بدت میاد
شوگا : بستگی داره بغل کی باشه ...
جونگ اه : خب الان میتونیم بخوابیم دیگه
شوگا : اره ...
* فلش بک به پیش عضا *
نامی : من لیدرم و همیشه باید بهترین تصمیم رو بگیرم و بهترین تصمیم اینکه اون پیشمن بخوابه
ته : وایسین ببینم شوگا .... شوگا کجاستتتتتت؟!
کوک : نه وای نکنه ... نه امکان نداره
همه عضا دنبال جونگ اه میگشتن که
نامی : بچه ها اونا تو بغل همننن و موقعی که ما داشتیم دعوا میکردیم اونا تو خواب ناز بودن
کوک : اههه ولش کنین راستی من وقتی اومدم در یکی از اتاقا رو باز کنم قفل بود و کنجکاویم گل کرده فردا یادم بیارید که از جونگ اه بپرسم
عضا : چشم عباس اقا حالا برو بخواب
کوک : باشه بابا
* فلش بک به فردا *
* ویو نامی *
صبح ساعت ۷ با صدای زنگ گوشی بیدار شدم.
پی دی نیم بود
& : الو سلام نامجون شی خوبی ؟!
+ : الو اره ،چیزی شده ؟
& : نه فقط خواستم بگم که فردا میخوایم جونگ اه رو تو یه جشن معرفی کنیم
+ : امم خب باشه
قطع شد
نامی : مرتیکه خر الان زنگ زدی اینک به من بگی میمردی ۲ ساعت دیگه زنگ میزدی ،!
رفتم پایین دیدم که اجوما داره غذا درست میکنه
نامی : اوه سلام خانم
اجوما : اوه بیدار شدی پسرم
نامی : اره... خانم میشه یه سوال بپرسم ؟!
اجوما : حتما پسرم
نامی : جونگ اه تاحالا دوست پسر داشته ؟
اجوما : اره پسرم یه دونه داشته که بعد از خیانت جدا شدن
نامی : واقعا به فرشته ای مثل جونگ اه خیانت شده
اجوما : او پسرمم نکنه تو هم عاشقشی ؟
نامی : ها من ...چیزه ... نه .. نمیدونم شاید ....اره ... وایسا ببینم منم،!
اجوما : اره توهم اون دختر خیلی خوشگل و مهربونه البته تا قبل عصبانیت به خاطر همین خیلی ها بهش پیشنهاد دوستی دادن ولی رد کرده
نامی : خب الان که شما رازم رو میدونید چطور میتونم اونو عاشق خودم کنم؟
اجوما : تا جایی که من میدونم اون میگه یکی رو میخوام که واقعا عاشقم باشه و بهم عشق بورزه میگه نمیخوام دوستیمو تبدیل به عشق کنم چون ممکنه دوتاشو از دست بدم
و این زیاد برام جالب نبود اون میگه من ددی میخوام
همینجور که داشتن صحبت میکردن جیمین و جین و جیهوپ اومدن که ...
بیبی های من منو ببخشید واقعااا
اینترنتم ضعیف بود اپلود نمیشد واقعا ببخشید
میدونم بد شد 🫠
اما ... امیدوارم خوصتون اومده باشه 🥰😇
لایک یادت نره کیوتم پارت جدید رو احتمالا فردا شب بزارم و احتمالا بیشتر از ۱۰ پارت بشه و اره دیگه همین بوس بهتوننن 💋✨️
- ۳.۴k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط