عَمیق مِثلِ فَهمیدی کِه ...[مَرد بِشی]...

عَمیق مِثلِ فَهمیدی کِه ...[مَرد بِشی]...

اوُوُوُ ...[بآیَد اَز خِیلی چیزآ رَد بِشی]...

عَمیق یَنی ...[خوآستَن وَلی رَفتَن]...

...[دوُست دآری]... زِندِگیت بآشِه شَبیهِ قَبلا”

یَنی ...[رِفآقَتی]... کِه توُ خوُبیآشوُن نیستی

وَلی توُ سَختیآ بآز میگی ...[شَریکَم مَن]...

بآ اینکِه خوُدِت ...[هَوآت دآئِم اَبریِه]...

شُدی شَبیهِ ...[لَندَن وَلی میشی هَمدَم]...
دیدگاه ها (۵)

←لآشے ترین آدم شهر. ←یه روز عاشق ترین آدم شهر بود. هـــــــ...

◀اُونی که بهت میگُف : آخ جــُـُـُـُـُـُـُـُــُون تُندتَر ◀ی...

|وآسِهـ نِوِشتَنِـ |دَردآ| وَرَقِهـ کَمِهـ مَجبورَمـ |بَدَنَ...

دریاچه قوپارت۳۹ یه فسقلیی اینجا مارو دید میزنه!(خنده عصبی)-(...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

خنده ی ممنوعه.

پارت ۱۰: پناهگاهِ شیشه‌ایصدایِ ضربه‌ها به در، انگار از یه دن...

پارت ۱۱(که وسط حرفشون در باز میشه و اعضا میان داخل )جونگ کوک...

My lovely neighbor part : ۷۰

Blood contract/رمان مافیایی(تهیونگ)

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط