بی آنکه بوی تو را بشنوم

بی آنکه بوی تو را بشنوم
ریشه‌های سیاهم
در تاریکی بیدار می‌شوند
فریاد می‌زنند:
بهار، بهار...
شاخه‌های درختم من
به آمدنت معتادم
دیدگاه ها (۰)

کاش هرروز یک بوسه مهمان توباشمتادرمن نفسی هست مهمان توباشمسخ...

بیا در ڪنار همدرس عشق بخوانیمتو مرا در قلبت حفظ ڪن

از دور دوستت دارمبی‌آن‌که بویت رابه جان کشیده باشم...بی‌آن‌ک...

تمام واژه‌ها به احترامِ عشق با نگاهِ تو جان می‌گیرنداین شعر ...

من به چشم های بی قرار تو قول میدهم:ریشه های ما به آب و شاخه ...

دوباره سبز میشویم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط