روزی نو

روزی نو

آغازی نو

جغرافیای بوسه ی من، کجایی؟

تا در سپیده های تو پهلو گیرم

عطر گل شب بو کجایی؟

دلم می خواهد

چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی

آسمان آب شده در تنگ بلورین من

موجی کف بر لبم

که به اشتیاق تو تا ساحل می دوم

و لب پر زنان به بستر خود می روم

بی آنکه تو را ببینم

روزی تو

آغازی نو

جغرافیای خانه ی من، کجایی؟



شمس لنگرودی
دیدگاه ها (۱)

باز هم روزی وروزی وروزی . باید از تو گفت .باید از تو نوشت . ...

چقدر گفتمکه بیا ونرو ....راضی شدم بگویم برو زود بیا . در ازد...

موج می زندبر کلافگی خیابانحضور خسته ی آفتابشهر پر از ماهی ها...

شب خوشخورشید ...میشود درب را باز بگذاریبرای مانده در راهت ؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط